آخرین وضعیتِ تنش میان ایران و امریکا

حقی اویغور جانشین رئیس

ایران می داند زمان بر علیه آن در حال سپری شدن است، و احتمالا برای مقابله با فشارهای امریکا، فعالیتهای هسته ای خود را افزایش و اقدامات عملی برعلیه هم پیمانان منطقه ای امریکا انجام خواهد داد.

خبر تفاهم میان ایران و کشورهای پنج به علاوه یک (پنج کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد به علاوه آلمان) در تیرماه ۱۳۹۴ به معنای واقعی کلمه، لحظه ای تاریخی بود. زیرا اگرچه در پای توافقنامه برجام امضای کشورهای بسیاری وجود داشت، اما همه از این امر آگاه بودند که این مذاکرات و توافق در اصل میان ایران و ایالات متحده امریکا صورت گرفته است. چنانکه قرار گرفتن جواد ظریف و جان کری در کنار هم در عکسهای روزهای پایانی مذاکرات، خود مبیّن این واقعیت بود.

این توافق از منظر روابط میان دو کشور حقیقتاً هم نقطه عطفی به شمار می رفت؛ دو کشوری که بعد از حمله آبان ۱۳۵۸ به سفارت امریکا در تهران دارای روابط دیپلماتیک نبودند و در دهه شصت، به صورت متقابل همدیگر را مسئول جان باختن صدها تن می دانستند. دشمنی با امریکا به عنوان ایدئولوژی رسمی چهل ساله ایران و گفتمان «شیطان بزرگ» به کناری نهاده شد و خامنه ای به عنوان رهبر مقتدر کشور در سی سال اخیر با نشان دادن «نرمش قهرمانانه»، هم اجازه انجام مذاکرات با امریکا را داد و هم موجبات تصویب توافقنامه در مجلس شورای اسلامی در عرض چند ساعت شد. نکته جالب توجه آنکه دریابان شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران که امروزه درباره برجام، تعبیر «امضای برجام اشتباه بود» را به کار می برد، یکی از شخصیتهای مؤثری بود که در آن دوره به رغم مخالفت برخی نمایندگان اصولگرا، با دور زدن روند عادی مجلس، باعث تصویب هرچه سریعتر برجام گشت.

دگرگونی اوضاع: ترامپ و شخصیتهای تأثیرگذارش

هنگامی که موضوع بحث، منطقه ای باشد که «خاورمیانه» نامیده می شود، لحظات «تاریخی» چندان هم پایدار نیستند. چنانکه توقعات و امیدهایی که بعد از برجام در ایران میان مردم و مقامات به وجود آمده بود، با ظهور عامل ترامپ جای خود را ابتدا به انتظاری پر از نگرانی و در ادامه به بحرانی جدید و بزرگتر سپرد. این وضعیت در سیاست داخلی نیز تأثیرگذار شد و رئیس جمهور حسن روحانی که قبلاً با بیان اینکه «اگر با امریکا می توانیم به تفاهم برسیم، چرا با مخالفان نتوانیم!» سعی در آزادی رهبران مخالف، میرحسین موسوی و مهدی کروبی از حصر خانگی تقریباً ده ساله داشت، مجبور شد گفتمان به تعبیر خودش «برجام ۲-۳» را به کناری گذارد و از گفتمان «تغییر» در سیاست داخلی به کلی صرف نظر کند.

واکنشهای شدیدتر از واکنش دولت به گفتمان ترامپ در دوران نامزدی برای ریاست جمهوری را جناح اصولگرا از خود نشان می داد؛ جناحی که به نظر می رسید تفاهم را به اکراه پذیرفته است. به ویژه رهبر انقلاب، خامنه ای، با انتقاد از ترامپ گفته بود که «می گویند که برجام را پاره می ‌کنیم. اگر آنها پاره کنند، ما هم آن را آتش می زنیم» و تصریح کرده بود که در چنین وضعیتی، ایران مقابله به مثل خواهد کرد. انتخاب ترامپ در سال ۱۳۹۵ از این منظر خبر بدی برای ایران بود. چراکه ارتباط ترامپ با دشمنان منطقه ای ایران از قبیل اسرائیل و عربستان سعودی و روابط مالی اش با آنها بر همگان آشکار بود. اما آنچه که باعث افزایش نگرانی ها در ایران شد، تیمی بود که ترامپ در اطراف خود تشکیل داد.

ترامپ اگرچه به محض نشستن بر مسند ریاست جمهوری از برجام خارج نشد تا حرف و حدیثها درباره عجول بودنش تحقق پیدا نکند، اما همینکه شخصیتهای تأثیرگذاری چون مایک پومپئو و جان بولتون را که سالهای درازی است به دشمنی با جمهوری اسلامی شهرت دارند، در نقاط کلیدی جای داد، باعث بیشتر شدن نگرانی ها در تهران شد. به واقع هم بررسی سیاستهای سه سال اخیر ترامپ در مورد ایران، نشان می دهد که او گامهایی کاملاً حساب شده برداشته است. به گونه ای که در سایه سیاستهایی که به اجرا گذاشته، تحریمهای نفتی «یک جانبه»اش بیشتر از دوره اوباما تأثیرگذار بوده اند و حتی کشورهایی مانند آلمان و امارات متحده عربی که در آن دوره روابط تجاری خود با ایران را تا حد زیادی ادامه داده بودند، نیز خواسته و یا ناخواسته از سیاستهای ترامپ حمایت کرده اند. ترامپ در آخرین مورد مارک اسپر را که همکلاسی پومپئو بوده و فردی است که گفته می شود دارای عقایدی نزدیک به بولتون است، در رأس وزارت دفاع قرار داد؛ وزارتخانه ای که یکی از نهادهایی بود که بیشترین مخالفت را با عملیات نظامی برعلیه ایران نشان می داد. اقدامی که باعث تکمیل شدن تیم ترامپ شد. زیرا قبلا مقامات ایرانی با بیان اهمیت وزرات دفاع، عنوان می کردند که در صورت تحقق انتصابی در آنجا که مقاومت نهادینه شده را بی تأثیر کند، از منظر معادلات داخلی، سازوکاری که بتواند مانع یک عملیات نظامی شود، دیگر وجود نخواهد داشت.

نقطه ضعف ایران: فروش نفت

باقی ماندن ترامپ در برجام تا اردیبهشت ۱۳۹۷ که با هدف ارائه فرصتی برای دیپلماسی صورت گرفت، در واقع هیچ نتیجه ملموسی نداشت. ایالات متحده بعد از این تاریخ، فشار بر ایران را افزایش داد و با پایان دادن به معافیت یک ساله به خریداران نفت ایران، بحران را به مرحله جدید وارد ساخت. خریدان عمده نفت ایران که نمی خواستند بیشتر از این با دولت ترامپ دچار مشکل شوند، قبل از اتمام مهلت معافیتها اعلام کردند که تابع قانون تحریم خرید نفت خواهند بود، نفتی که به مثابه شریان حیاتی اقتصاد ایران است. این موضوع باعث تشدید گفتمان مقامات ایرانی و بیان اظهاراتی از قبیل «اگر ایران نتواند نفت بفروشد، دیگران هم نخواهند توانست» شد. مسأله فروش نفت آنقدر حساس شد که وزارت نفت ایران از انتشار آمار و ارقام مرتبط با آن خودداری می کند و خبرهایی در رسانه های بین المللی به گوش می رسد که این موضوع به بازی تعقیب و گریز نهادهای اطلاعاتی تبدیل شده است.
افزایش تنش در اردیبهشت ماه، باعث شد تا طرفین به ابزارهای غیراقتصادی نیز دست یازند و بدین ترتیب بحران به مجرایی تازه وارد شد. به دنبال حمله به تأسیسات نفتی و نفتکشهای عربستان سعودی و امارات عربی متحده که ضلع منطقه ای سیاستهای ضد ایرانی هستند، ارتش ایران پهبادی متعلق به ارتش امریکا را به بهانه نقض مرزهای ایران ساقط کرد. به دنبال توقیف نفتکش ایرانی از سوی نیروی دریایی انگلیس در جبل الطارق، ایران نیز در خلیج فارس، نفتکشی متعلق به انگلیس را توقیف کرد. بعد از این اقدامات ایران، امریکا و انگلیس در صدد کاهش تنش برآمدند. عدم انجام اقدام مقابله به مثل از سوی امریکا در خصوص ساقط شدن پهباد امریکایی و نیز رفع توقیف از نفتکش ایرانی باعث کاهش تنش برای مدتی شد. تحولات مورد بحث موجب تغییر چشمگیر در رفتار کشور امارات هم شد و این کشور با خروج از ائتلافِ ضدِ حوثی در یمن، عربستان سعودی را تنها گذاشت و با ایران تفاهمی در خصوص امنیت دریایی امضا کرد.

اقدامات خطرناک

اگرچه اقدامات طرفین برای افزایش تنش به شکلی تناقض آمیز باعث کاهش تنش شده است، اما آشکار است که این وضعیت، موقت و این رویکرد امری خطرناک است. به ویژه در حالی که وجود نفتکشها و کشتی های جنگی متعدد در خلیج فارس، احتمال ایجاد درگیری و تنش را افزایش می دهد، اقدامات امریکا از قبیل تلاش برای ایجاد ائتلاف نظامی باعث محدود شدن میدان دیپلماسی می گردد. چنانکه افزودن نام جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، به لیست افراد تحت تحریم ایالات متحده، دارای ارزش نمادین فراوانی است. ترامپ بدین صورت از یک سو میدان دیپلماسی را محدود می کند و از سوی دیگر این پیام را می رساند که به جای دولت روحانی، مایل است به طور مستقیم با خامنه ای مذاکره کند.

به واقع مدتی طولانی است که در داخل و خارج ایران، این بحث مطرح است که ظریف در سیاست خارجی دیگر تأثیری ندارد. به ویژه عدم اطلاع رسانی به او در جریان دیدار بشار اسد از تهران، باعث طاق شدن طاقت ظریف شد و او تنها با خواهش و تمناهای زیاد از تصمیم به استعفا منصرف گشت. به همین علت، طبیعی است که ترامپ با سیاستهای نتیجه گرایانه اش، بخواهد با مراکز اصلی قدرت در تهران طرف باشد. اما موردی که ترامپ آن را در محاسبات خود مورد توجه قرار نداده، معادلات داخلی ایران و این موضوع است که بسیاری ترجیح می دهند به جای قبول تفاهم مورد نظر بولتون، بجنگند. چنانکه بررسی اظهارات اخیر خامنه ای نشان از آن دارد که نخبگان تحت جناح او به سادگی به تفاهمی تازه و مطابق خواست ترامپ تن در نخواهند داد. در حالی که سرنوشت صدام حسین و معمر قذافی که قبلا تفاهمنامه هایی مشابه امضا کردند و تمام سلاحهای کشتار جمعی و برنامه های اتمی خود را از بین بردند، بر همگان آشکار است، دور از واقعیت خواهد بود اگر بپنداریم رهبران ایران چنین تفاهمی را خواهند پذیرفت.

نکته ای که لازم است بدان اشاره شود، این است که موضوع اصلی نگرانی در ایران بیش از شخص ترامپ، افرادی هستند که او در اطراف خود گرد آورده است. ایرانی ها با اشاره به عدم تحقق وعده های ترامپ در خصوص کره شمالی و شمال سوریه، خواستار آن نیستند تا مذاکرات واقعی را با این افراد انجام دهند.

نقض برجام می تواند موجب افزایش تنش شود

انتظار می رود که تنش و تیرگی روابط میان ایران و ایالات متحده امریکا در ماه های آینده نیز تداوم داشته باشد. به نظر می رسد ایران که می داند زمان بر علیه آن در حال سپری شدن است، برای مقابله با فشارهای اقتصادی و سیاسی امریکا، فعالیتهای هسته ای خود را افزایش و اقدامات عملی برعلیه هم پیمانان منطقه ای امریکا انجام خواهد داد.

در این خصوص، این موضوع که ترامپ به سبب در پیش رو داشتن انتخابات ۲۰۲۰ خواهان جنگ نخواهد بود، یکی از عوامل انگیزه دهنده به ایران خواهد بود. با این همه، در صورت نقض برجام در برنامه هسته ای که ایران در روزهای آتی اعلام خواهد کرد، موضوع بسیار پیچیده خواهد شد. در چنین حالتی، این احتمال وجود دارد که ایرانِ تحت تحریمهای شدید، به مانند دوران اوباما مسابقه ای برعلیه زمان به راه بیندازد و فعالیتهای هسته ای خود را به شکلی نامحدود انجام دهد.

نسخه ترکی این مقاله برای نخستین بار در خبرگزاری آناتولی به تاریخ ۲۳ اوت ۲۰۱۹ منتشر شده است:

https://www.aa.com.tr/tr/analiz/iran-abd-geriliminde-son-durum/1563034
 

ایران، امریکا، برجام، ترامپ، خامنه ای

سیاست تنش زایی کنترل شدۀ ایران

حقی اویغور

برکناری بولتون چند روز بعد از اعلام لغو برخی محدودیتهای تحقیق و توسعه اتمی ایران، نشان از آن دارد که فعلاً سیاست افزایش تنش ایران کارگر بوده است.

تصمیم ایران برای غنی سازی اورانیوم و پیامدهای آن

حقی اویغور

بعید نیست در روزهای آتی در رسانه های بین المللی و امریکا شاهد اخبار و تفاسیری باشیم مبنی بر اینکه ایران با خروج تدریجی از برجام، به دنبال دستیابی به بمب اتمی است.