درگذشت رفسنجانی و تغییر معادلات در ایران

هاشمي از افراد مورد اعتماد بنیانگذار جمهوری اسلامی بود و به همین دلیل مسئولیتهای حساسی به او واگذار شد.

با كنار رفتن رهبران سیاسی كاریزماتیك مانند هاشمى از صحنه، نیرویی كه جلوی فرماندهان سپاه را می گرفت، از میان رفته است.

درگذشت رفسنجانی و تغییر  معادلات در ایران

اکبر هاشمی رفسنجانی؛ یكی از پایه گذاران انقلاب اسلامی ایران و دومین شخصیت نظام بعد از آقای خامنه ای، در ١٩ دیماه ١٣٩٥ آنگونه كه اعلام شد، به علت سکتۀ قلبی درگذشت.

رفسنجانی حیات سیاسی خود را از سال ١٣٤٠ به عنوان شاگرد آیت الله خمینی آغاز كرده و از آن زمان وقایع تاریخی زیادی را شاهد گشته بود. او كه در دوران شاه بارها دستگیر شده بود، از ابتدای انقلاب در كنار آقای خمینی حضور داشت. او همچنین یكی از اولین شخصیتهایی بود كه در تسویه حسابهای پس از انقلاب، در منزل خود توسط گروه فرقان مورد سوء قصد قرار گرفت و با وجود اینكه زخمی شده بود، توانست نجات پیدا كند. در قطب بندیهای داخلی پس از انقلاب، هاشمی به همراه آیت الله موسوی اردبیلی كه دو ماه قبل از وی درگذشت، و همچنین آیت الله بهشتی كه در بمب گذاری سازمان مجاهدین خلق در دفتر حزب به همراه حدود هفتاد نفر از اعضای حزب كشته شد، از پایه گذاران حزب جمهوری اسلامی بود.

پایان بخشیدن به جنگ با عراق

هاشمی که از سال ١٣٥٩ به ریاست مجلس شورای اسلامی برگزیده شد و تا زمان درگذشت آقای خمینی عهده دار این سمت بود، از افراد مورد اعتماد بنیانگذار جمهوری اسلامی بود و به همین دلیل مسئولیتهای حساسی از جمله فرماندهی جنگ به او واگذار شد. پس از برکناری ابوالحسن بنی صدر؛ اولین رئیس جمهور ایران و بعد از کشته شدن رجائی؛ دومین رئیس جمهور در یك بمب گذاری، رفسنجانی نقش اساسی در مجاب كردن آقای خمینی به ریاست جمهوری آقای خامنه ای داشت؛ چراكه خمینی تا آن زمان مخالف ریاست جمهوری روحانیون بود. هاشمی كه یكی از شخصیتهای كلیدی در ماجرای ایران–کُنترا (مك فارلین) و خرید سلاح از اسرائیل بود، در موضوع پایان دادن به جنگ با عراق هم نقش بسیار تأثیرگذاری از طریق متقاعد كردن آقای خمینی داشت.

تأثیر رفسنجانی در پایان دوران آیت الله خمینی صرفا محدود به پایان بخشیدن به جنگ نبود. او جلوی تبدیل شدن عزل آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری به یك بحران وسیع را گرفت و در انتخاب آقای خامنه ای به رهبری پس از درگذشت آقای خمینی نیز نقشی محوری داشت. دهۀ اول پس از خمینی دوران دوگانۀ هاشمی-خامنه ای به عنوان رئیس جمهور و رهبر بود. با وجود این، تلاشهای رفسنجانی به خصوص برای انجام اصلاحات در روابط خارجی و باز كردن درهای اقتصادی به دنیای خارج، موجب بروز اختلافهایی با خامنه ای شده بود. آقای خامنه ای كه در مراسم تحلیف ریاست جمهوری محمد خاتمی كه پس از هاشمی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده، گفته بود: "برای من فرقی نمی‌ کند چه کسی رئیس‌ جمهور شود. البته هیچ ‌کس برای من آقای هاشمی نمی ‌شود"، در دوران احمدی نژاد، نظر خود را تغییر داد و در جریان اختلاف بین هاشمی و احمدی نژاد، آشكارا از نزدیك بودن نظرات احمدی نژاد به خود سخن گفت.

انتخابات جنجال برانگیز ٨٨

انتخابات ریاست جمهوری خرداد ٨٨ همانگونه كه از جهات گوناگون تأثیرات زیادی داشته، در حیات سیاسی هاشمی رفسنجانی هم نقطۀ عطفی به شمار می رود. هاشمی پس از اینكه در خطبه های اولین نماز جمعۀ بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری، از معترضان به نتیجۀ انتخابات حمایت کرد و خواستار آزادی دستگیرشد­گان شد، از امامت نماز جمعه عزل گردید. علاوه بر آن، مجبور به كناره­ گیری از ریاست مجلس خبرگان نیز گشت. پسرش مهدی و دخترش فائزه هم پس از انتخابات به اتهام "فساد اقتصادی" و "فتنه" دستگیر شدند.

هاشمی كه در انتخابات سال ٩٢ به بهانۀ كهولت سن رد صلاحیت شده بود، با تمام قوا به حمایت از همكار نزدیكش؛ حسن روحانی پرداخت و در انصراف محمدرضا عارف از انتخابات نقش مهمی ایفا كرد. همزمان با ریاست جمهوری روحانی و به ویژه پس از موفقیت بزرگ نامزدهای مورد حمایت هاشمی در انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی، او دوباره به صحنۀ سیاسی بازگشت. رفسنجانی كه پس از این موفقیت گفته بود: "اكنون می توانم راحت بمیرم"، در اواخر با گفتن این جمله كه "هر وقت از خواب بیدار می ‌شوم، یاد این نکته می ‌افتم که اگر یک وقت آقای خامنه‌ای را از دست بدهیم، می ‌بینیم که هیچ ‌کس نیست و همین فکر است که من را زمین می ‌زند و قرصها را برای همین می‌ خورم" از این خبر می داد كه گذر از این دوران با سختی همراه خواهد بود.

تغییر اساسی معادلات سیاسی در ایران

درگذشت ناگهانی هاشمی از جهات مختلف تأثیرات مهمی بر سیاست داخلی ایران خواهد گذاشت. اولین نمونۀ تأثیرات مستقیم آن، تغییر توازن نسبی در سیاست داخلی است، به صورتی كه توازن موجود بار دیگر برقرار نخواهد شد. اکنون در پیش روی جناح محافظه كار به رهبری سپاه پاسداران، مانعی برای انتخاب رهبر بعد از آقای خامنه ای باقی نمانده است، زیرا این جناح كه به خوبی از نقش تعیین کنندۀ هاشمی در به رهبری رسیدن آقای خامنه ای آگاه است، از این بابت نگران بوده كه هاشمی مانند اقدام قبلی، دوباره با تسلط بر هیئت انتخاب، فرد مورد نظر خود را به رهبری برساند.

تأثیر مستقیم و كوتاه مدت بعدی هم تنها ماندن روحانی در مقابل محافظه كاران است. در كنار محدودیتهای سیاسی و رسانه ای وضع شده علیه خاتمی و حصر خانگی موسوی و كروبی، با مرگ هاشمی گروه های سیاسی موسوم به "اصلاح طلب" و "اعتدالیون" از داشتن رهبرانی كاریزماتیك و مؤثر محروم شدند. اما این مسأله زمینۀ حضور افرادی مانند حسن خمینی در صحنه را مهیا می سازد. حضور حسن خمینی در کنار اعضای خانوادۀ هاشمی بر سر تابوت رفسنجانی در حسینیۀ جماران دلیل این مدعاست.

بروكراسی محافظه­ كار، سیاست اعتدال گرا

تحت این شرایط، تجزیه و تحلیلهایی كه پیش بینی می كردند تقابل روحانی با گروه های سیاسی تحت رهبری آیت الله خامنه ای در دور دوم ریاست جمهوری روحانی به صورت جدی تری درآید، تا حد زیادی اعتبار خود را از دست داده اند. اکنون روحانی به جای برنامه ریزی برای مقابله با این گروه ها، در حال تلاش برای گذر از سد رد صلاحیت شدن توسط شورای نگهبان و نیز برای رهایی از اتهامات فساد اقتصادی ای است كه به واسطۀ فعالیتهای برادرش، نسبت به وی زده می شود. در نتیجه به احتمال زیاد جناح اعتدال-اصلاحات اجرای سیاستهای مورد نظر خود را به تأخیر خواهد انداخت. با این حال نكتۀ حائز اهمیت در بیانات روحانی پس از اعلام خبر درگذشت هاشمی، تأكید بر ثبات قدم و تداوم اجرای اصلاحات مورد نظر رفسنجانی است.

از طرف دیگر کیفیت واكنش خامنه ای در قبال این مسأله هم حائز اهمیت است؛ زیرا اگرچه او از عملکرد و انتقادات هاشمی رضایت نداشت، ولی باز از نظر وی هاشمی "سوپاپ اطمینان نظام" بود. استفادۀ خامنه ای در پیام تسلیت درگذشت هاشمی از ضمیر شخصی، تأكید وی بر وجود اختلاف در دیدگاه های سیاسی خود و هاشمی و استفاده از عنوان حجت الاسلام به جای آیت الله، نشان می دهد که خشم وی نسبت به هاشمی هنوز فروكش نكرده است.

نظام سیاسی ایران بر پایۀ تعادل میان "بروكراسی محافظه كار" و "سیاست اعتدال گرا" بنا نهاده شده است. هرچند به هم خوردن این تعادل آن هم به شكلی آشكار در كوتاه مدت، خیال آقای خامنه ای و فرماندهان سپاه را راحت کرده، اما در مراحل پیش رو تأثیر آن می تواند بسیار پرمخاطره باشد. بنابر این به احتمال زیاد خامنه ای اجازه نخواهد داد كه این توازن بیش از این برهم بخورد و شخصیتی همچون ناطق نوری و یا هاشمی شاهرودی را كه به عنوان "میانه رو" معرفی شده اند، به جای صندلی خالی شده هاشمی در ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام انتخاب خواهد كرد.

در پایان از آنجا كه میانگین سنی افرادی همچون خامنه ای، جنتی و موسوی بیش از هشتاد سال است، هر لحظه احتمال اعلام خبر درگذشت مشابهی وجود دارد و با توجه به اینکه درصد بالایی از جمعیت کشور را قشر جوان تشکیل می دهد، احتمال دارد این امر سبب بروز بحرانهای سیاسی و اجتماعی شود. نکتۀ مسلم این است با كنار رفتن رهبران سیاسی كاریزماتیك از صحنه، نیرویی كه جلوی فرماندهان سپاه را می گرفت، از میان رفته است.

این مقاله در تاریخ ٢١ دیماه ١٣٩٥ در وبسایت خبرگزاری آناطولی منتشر شده است: 
http://aa.com.tr/tr/analiz-haber/rafsancaninin-olumu-ve-iranda-degisen-dengeler/723935

آیا ترامپ علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلان جنگ کرده است؟

حقی اویغور

ترامپ در سیاست خود برعلیه ایران به طور مستمر شرطها را بالا می برد و به جای هر شرطی که تهران از قبول آن امتناع می ورزد، مدتی بعد شروطی به مراتب سنگین تر وضع می کند.

ایران و مسئله پ.ک.ک.

حقی اویغور

ایران تلاش می کند معضل کردها را به شکل «معضل دیگران» و در رأس آنها ترکیه وانمود کند و در این راستا گفتمان و استراتژی ثابتی را دنبال می کند. بدین جهت انتظار نمی رود از این روش دست بردارد.

echo 'test';