نگاهی گذرا به روابط ترکیه، ایران و پاکستان

روابط میان آنکارا، تهران و اسلام آباد می تواند وارد مرحله تازه ای شود که لازمه و پیامد تحولات سیاسی، تهدیدها، خطرهای احتمالی و محورهای در حال تشکیل در منطقه است.

 

روابط ترکیه، ایران و پاکستان با توجه به شرایط جغرافیایی، چالشهای امنیتی، پیوندهای جمعیتی و منافع مشترک دارای ویژگی تأثیر و تأثرپذیری است. روابط این سه کشور -علیرغم بروز فراز و فرودهای مقطعی به دلیل رقابتهای پشت پرده بر سر دامنه نفوذ منطقه ای آنها- تاکنون ریشه دار و استوار باقی مانده است.

پاکستان از همان ابتدای تأسیس در سال ۱۹۴۷م با دولتهای پیشین ترکیه و ایران روابطی مبنی بر درک متقابل و همکاری دوجانبه داشته است. همچنین علیرغم دگرگونی بنیادین در ساختار و رویکردهای نظام سیاسی جدید ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ و ناهمخوانی گفتمان سیاسی و رویکردهای این نظام با ترکیه و پاکستان، شناخت متقابل و همکاری همچنان برقرار بوده است. سیاستگذاران این کشورها بیشتر از بروز اختلافات جدی و رویارویی سیاسی گسترده اجتناب ورزیده و اجازه نداده اند که تضاد در تشخیص اولویتها، منافع و تهدیدهای ناشی از رویکردها و موضعگیری های متفاوت طرف مقابل به قطع روابط فیمابین منجر شود.

با توجه به دگرگونی های ژئوپولتیکی و استراتژیکی، بی گمان روابط میان آنکارا، تهران و اسلام آباد می تواند وارد مرحله تازه ای شود که لازمه و پیامد تحولات سیاسی، تهدیدها، خطرهای احتمالی و محورهای در حال تشکیل در کل منطقه خاورمیانه و آسیای جنوب غربی است. پرسش اصلی که در اینجا مطرح می شود این است که روابط سه کشور تا چه میزانی خواهد توانست چالشها و مشکلات موجود بر سر راه همگرایی اقتصادی، همکاری در عرصه های امنیتی و سیاسی را پشت سر بگذارند؟ و پیش شرطهای لازم برای ایجاد روابط سه جانبه ای که بتواند الگویی از همکاری موفق میان این کشورها شناخته شود، کدام اند؟ همچنین بازتاب شکل گیری روابط عمیق و استوار میان این کشورها بر روی محورهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه ای در چهارچوب همکاری کشورهای اسلامی و بیرون از آن چگونه خواهد بود؟ نگارنده معتقد است که سه کشور می توانند راهی را که کشورهای اروپایی در پیش گرفته اند، در پیش بگیرند و از تجربه روابط آنها استفاده نمایند.

فرصتهای روابط سه جانبه

این سه کشور از بزرگترین کشورهای اسلامی منطقه غرب آسیا و در مجموع مهمترین وزنه سنگین استراتژیکی، اقتصادی و انسانی جهان اسلام به شمار می آیند. دامنه جغرافیایی وسیع این کشورها که از ساحل اقیانوس هند در شرق تا دریای مازندران و دریای سیاه در شمال و کرانه های دریای مدیترانه در غرب گسترده شده است، امتیازات مهمی و موقعیت اقتصادی ممتازی را در اختیار آنها گذاشته است. اینها همچون پلی، آسیا و کشورهای بزرگی مانند هند و چین را به اروپا پیوند می دهند و می توانند در احیای جاده قدیم ابریشم سهیم باشند. به علاوه، سه کشور با جمعیتی حدود ۴۰۰ میلیون نفر از امکانات بشری گسترده ای برخوردارند.

در حوزه نظامی نیز این کشورها پس از امریکا، چین و هند بزرگترین ارتشهای جهان را در اختیار دارند. هر یک از آنها بالقوه از توان فنی هسته ای برخوردارند و پاکستان عملا دارای سلاح هسته ای است. از سوی دیگر، آنها پیشینه همکاری نظامی در چهارچوب «پیمان بغداد» و همچنین تجربه «پیمان همکاری های مشترک» را دارند. علاوه بر این، سه کشور از میراث تاریخی مشترک و نزدیک به هم و تجارب مشابهی در زمینه پیشرفتهای علمی، صنعتی و ایجاد همگرایی میان سنت و مدرنیسم برخوردارند.

چالشهای امنیتی مشترک

سه کشور با توجه به رویکرد و نگاهشان به مسائل امنیت ملی و باورهای نظامی ویژه خویش با چالشهای گوناگونی روبرو هستند. در حالی که ترکیه با انگیزه های تجزیه طلبانه پ.ک.ک که دردسرهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی نگرانی کننده ای را برای این کشور سبب شده، مواجه است، ایران نیز با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم می کند و هر دو کشور با فعالیتهای نظامی پ.ک.ک و شاخه های آن که در ایران «پژاک» و در سوریه «ی.پ.گ» نامیده می شوند، درگیرند. ایران در شرق کشور با فعالیت مسلحانه گروه بلوچ «جیش العدل» روبروست که گاه و بیگاه روابط میان ایران و پاکستان را تحت تأثیر قرار می دهد. پاکستان نیز با تحرکات تجزیه طلبانه گروهی از بلوچها مواجه است که هرچند گاهی به اقدامات تروریستی دست می زند.

سه کشور با دگرگونی های جمعیتی و جغرافیایی مهمی همچون افزایش میزان جمعیت جوانان در جامعه، نوعی بحرانها و بی ثباتی، احتمال توسل برخی از افراد جامعه به افراطی گرایی و خشونت سیاسی به دلیل ضعف دولتهای این کشورها در زمینه برداشتن گامهایی بلند به سوی نهادینه نمودن دمکراسی و وجود چالشهایی در زمینه ارائه برنامه های راهبردی اقتصادی و فرهنگی روبرو هستند.

این کشورها در روابط بین المللی خود نیز با نگرانی های استراتژیک به دلیل بی ثباتی این روابط مواجه هستند. ترکیه نگران مسائل امنیتی موجود در مرزهای جنوبی خود با سوریه است و اوضاع این کشور یکی از دلایل بروز بحران در روابط آنکارا و واشنگتن و تأخیر بیشتر در مورد عضویت آن در اتحادیه اروپا بوده است.

پاکستان نیز از سال ۱۹۷۹م تحت تأثیر شرایط بحرانی و ناامنی های گسترده در کشور همسایه اش؛ افغانستان قرار دارد و گسترش افراط گرایی دینی و نزاعهای قبیله ای، روابطش را با کشور هند دچار مشکل نموده و هزینه های هنگفتی را بر اقتصادش تحمیل کرده و روابط بین المللی اش را به چالش کشیده است.

نگرانی های ایران نیز از همان آغاز تأسیس جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹م ادامه داشته است. بحران در روابطش با کشورهای عربی همسایه، قطع رابطه و دشمنی با امریکا، تحریم اقتصادی و تهدیدهای امنیتی و... باعث شد این کشور برای پاسداری از نظام خود، استراتژی جنگ خارج از مرزهایش را در پیش بگیرد. اکنون پس از خروج دولت ترامپ از توافق هسته ای و گسترش تحریم اقتصادی و مالی، زنگ خطر اعتراضات داخلی، بقای نظام را در معرض تهدید جدی قرار داده است.

موانع گسترش روابط سه جانبه

این کشورها به دلیل نگرانی ها در حوزه امنیت ملی، موانعی را بر سر راه روابط سه جانبه احساس می کنند. ترکیه که با مشکلات اقتصادی روبروست و در سوریه و عراق با ایران وارد میدان رقابت شده است، توان تحمل فشارهای بیشتر امریکا را -هرچند به هشدارهای واشنگتن در مورد روابطش با ایران توجه نکند- ندارد. فشارهای سیاسی و اقتصادی امریکا باعث شده شرکتهای ترکیه ای از خرید نفت ایران به همان میزان گذشته خودداری کنند که به نوعی می توان عقب نشینی ترکیه از سیاست مخالفت با تحریم امریکا علیه ایران دانست. در حوزه اقتصادی نیز، مبادلات تجاری میان ترکیه و ایران در سالهای اخیر با کاهش چشمگیری همراه بوده است.

پاکستان به کمکهای مالی عربستان و امارات که این کشور را به عنوان ذخیره انسانی و نظامی کشوری هم پیمان تلقي می کنند، نیاز دارد. مقامات پاکستان به خاطر فشارهای امریکا، عربستان و امارات سعی می کنند نوعی توازن و تعادلی در روابط خود با این کشورها و ایران داشته باشند و نمی توانند در راستای گسترش و تعمیق هم پیمانی با ایران گامهای بلندی را بردارند. با گذشت چند سال از اقدام ایران به احداث لوله گازرسانی تا مرزهای پاکستان، پاکستان به بهانه بروز مشکل در تأمین بودجه برای انتقال آن به داخل کشور اقدامی نکرده است. احتمالا فشارهای امریکا و عربستان و دستیابی پاکستان به تخفیفهای مهم در قیمت نفت و گاز خریداری شده از عربستان، امارات و قطر دلیل تعلل این کشور در احداث خط لوله گاز در خاک خود می باشد. تعلل پاکستان سبب کاهش اعتماد ایران به سیاستهای دولت این کشور گردیده و همکاری های دو کشور را در پایین ترین میزان خود قرار داده است.

ایران هم هرچند که برای ایجاد روابط اقتصادی و امنیتی گسترده با ترکیه و پاکستان در راستای مهار و یا کاهش تهدیدهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی تلاش می کند، اما در عین حال و علیرغم آگاهی از حساسیتهای پاکستان در مورد هند، در تلاش است تا روابط خود با رقیب سنتی و قوی پاکستان را گسترش دهد. بارزترین اقدام ایران در این رابطه، گسترش فعالیتهای تجاری با هند در بندر چابهار نزدیک به بندر گوادر پاکستان است. بندر گوادر توسط چینی ها تغییرات گسترده ای را شاهد بوده و به صورت مرکز اقتصادی و نظامی پیشرفته ای درآمده است. احتمالا نگرانی هند از گسترش نفوذ رقیب چینی خود در شبه قاره و اقیانوس هند و دریای عمان، باعث ورود آن به بندر چابهار شده است، اما به هر حال، این اقدام ایران یکی از دلایل نگرانی پاکستان نسبت به سیاستهای ایران است. به علاوه، همکاری ایران و هند در زمینه احداث راه آهن بندر چابهار به افغانستان سبب نگرانی پاکستان گردیده است چراکه پاکستان، افغانستان را حیاط خلوت خود به شمار می آورد و نمی خواهد هند به آن نزدیک شود. این شرایط بدون شک بر میزان مبادلات تجاری میان دو کشور اثر گذاشته و علیرغم تعهدات تجاری دو طرف، میزان مبادلات تجاری آنها از یک میلیارد دلار فراتر نرفته است.

همچنین علیرغم روابط گسترده و دیدارهای سیاسی و نظامی متقابل -به دلیل محاسبات نامشخص- همچنان زود است که درباره توافق بر سر عملیات نظامی-امنیتی مشترک در مناطق مرزی متشنج هر یک از این کشورها سخن به میان آید.

چشم انداز امیدوارکننده روابط سه کشور

اما به موازات این مرزبندی و کم اعتمادی هر یک از سه کشور نسبت به مواضع طرفهای دیگر در این کمربند جغرافیایی- سیاسی، زمینه های امیدوارکننده ای برای برقراری پیوندهای پایدار و استواری بر پایه امنیت و منافع مشترک میان این کشورها وجود دارد:

الف- چالشهای امنیتی و منافع مشترک ضرورت همکاری و همگرایی را برای آنها الزامی می سازد. نگرانی از فعالیتهای تجزیه طلبانه نیز تلاش برای همکاری های نزدیک امنیتی و سیاسی را که همکاری های اقتصادی را در پی خواهد داشت، ضروری می سازد. 
همانگونه که ایران و ترکیه در برابر رفراندم استقلال شمال عراق دارای مواضع مشترک -البته با روشها و راهکارهای متفاوت- بودند، می توانند در سوریه، عراق و دیگر کشورهای عربی با یکدیگر از در همکاری وارد شوند و در مورد روابط خود در منطقه دریای خزر که هر یک از آنها دارای نفوذ و اهرمهای قدرتی هستند، به تفاهماتی دست پیدا کنند.

ایران و پاکستان در رابطه با مسائل مربوط به افغانستان -پس از آنکه ضرورت حل و فصل مشکلات آن کشور از راه گفتگوی سیاسی برای هر دو طرف روشن شده است- بايستي در راستای پیشگیری از گسترش بحران و ناامنی به داخل کشورهایشان با یکدیگر همکاری نمایند. دیدارهای اخیر مقامات ایرانی با هیئتی از طالبان که با اطلاعات پاکستان رابطه قوی دارد، نشانه مثبتی از درک ضرورت همکاری بین تهران و اسلام آباد به شمار می رود.

ب- ترکیه و پاکستان به منابع انرژی نزدیک و تضمین شده نیاز دارند و ایران می تواند این منابع را تأمین کند. هرچند که فشارهاي عربستان بر پاکستان و فشارهای امریکا بر ترکیه تاکنون جلوی تحقق این هدف را گرفته است.

ج- هیچ یک از سه کشور نمی تواند نسبت به چالشهای امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی طرفهای دیگر بی توجه باشد، زیرا که بروز هرگونه مشکلات نظامی- امنیتی در هر یک از آنها بر روی مسائل اقتصادی، امنیت انرژی و مهاجرت و امنیت مرزی دیگر کشورها اثرات منفی خود را بر جای خواهد گذاشت.
هـ- پیوندها و ویژگی های ساختار اجتماعی، قومیتی و تنوع مذهبی موجود در این کشورها، باعث می شود آنها نسبت به هر گونه اقدامات تحریک کننده طرف مقابل از خود حساسیت نشان دهند؛ لذا هر کدام از آنها بایستی حساسیتهای طرف مقابل را درک کنند و اجازه ندهند دیگران در روابط آنها دخالت کنند. برای مثال؛ پاکستان به دعوت عربستان و امارات برای مشارکت در جنگ یمن -به خاطر نگرانی از احتمال بروز نزاع شیعی و سنی و به هم خوردن توازن اجتماعی- پاسخ منفی داد.

حال با توجه به اینکه سه کشور در مورد تهدیدها و خطرهای احتمالی دور و بر خود دارای درک مشترکی هستند، بایستی در راستای ایجاد روابط اقتصادی و همکاری های امنیتی بر ضد تروریسم و اقدامات تجزیه طلبانه، همگرایی در موضعگیری راجع به مسائل مورد اهتمام مشترک همسو باشند و در عین حال، میدان را برای رویارویی هر کدام با مشکلات خود از زاویه ای که آن را به سود امنیت ملی خویش به شمار می آورند، باز بگذارند. آنها توانایی میانجیگری بین محورهای نزاع و رقابت برای انعقاد توافقها و مهار و تحت کنترل باقی گذاشتن اختلافات را دارند. برای مثال پاکستان و ایران می توانند به ترتیب میان ایران- عربستان و ترکیه-سوریه برای کاهش و مهار تنش در منطقه میانجیگری کنند.

این نوشته صرفا بیانگر نظرات شخصی نویسنده است و لزوما بازتاب‌ دهندۀ دیدگاه های ایرام نیست.

 

ترکیه، ایران، پاکستان