نگاهی به ترجمه آثار ترکی به فارسی

امید باشار کارشناس ارشد گروه جامعه - فرهنگ

در حالی که در دوره کلاسیک، ایران از نظر ادبی و فرهنگی ترکیه را تحت تأثیر خود قرار می داد، از دوره مدرن گرایی بدین سوی، برعکس، ترکیه ایران را تحت تأثیر قرار داده است.

پیشینه روابط فرهنگی ترکان و ایرانی ها به قبل از پذیرش اسلام از سوی هر دو جامعه بر می گردد. به گونه ای که اگر روابط میان توران و ایران در عصر حماسه ها را به کناری بگذاریم، دوره ای که بررسی آن از طریق منابع تاریخی دشوار است، می توان گفت که تماسهای عمده اي بین ترکان و اقوام ایرانی با گسترش تدریجی حاکمیت سیاسی گوک ترکها (ترکان آسمانی) بر ماوراءالنهر در قرون ٦-٨ میلادی آغاز شده است. در بازه زمانی مورد بحث، در منطقه ای که امروزه در داخل مرزهای افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان قرار دارد، روابط نظامی، سیاسی، اداری و تجاری میان ترکان و اقوام ایرانی به طور طبیعی منجر به تأثیرات متقابل زبانی و فرهنگی نیز شد. تماسهای فرهنگی که برای نخستین بار، خود را در اسناد گوناگون سغدی نشان می دهند، بعد از به قدرت رسیدن ساسانیان (٢٢٤-٦٥١ میلادی) واقعی تر و چند وجهی شدند. به گونه ای که در ایران تحقیقات مستقلی درباره روابط توران و ایران در عهد ساسانیان صورت گرفته است١ . می توان گفت که روابط فرهنگی پیش از اسلام، بعد از ظهور اسلام نیز تداوم یافت و به همین سبب، روابط فرهنگی میان ترکان و ایرانیان علیرغم تغییر جغرافیا همچنان ادامه پیدا کرد.

به باور اکثر محققان، مهاجرت تدریجی ترکان به ایران از قرن پنجم هجری و از طریق خراسان و سپس به دست گرفتن حاکمیت ایران اندک زمانی بعد از آن، باعث آغاز ایجاد نزدیکی در روابط فرهنگی میان ترکان و فارسها گردید. از دوره سلجوقیان بزرگ (٤٣١-٥٢٢) تا قاجاریان (١١٤٧-١٣٠٤) که به عنوان دوران کلاسیک در ایران شناخته می شود، در طول ده قرن روابط فرهنگی ترکان و فارسها تعمیق پیدا کرد و ریشه ای تر گشت. از سوی دیگر، طوایف اوغوز (غَز) نیز که از طریق ایران به آناطولی آمدند، از اندوخته های فرهنگی غنا یافته خود در ایران همواره بهره برده اند. به گونه ای که وجود ردّ پای زبان فارسی در منطقه بالکان که در درون مرزهای دولت عثمانی (١٢٩٩-١٩٢٣ میلادی) قرار داشت، نشان از آن دارد که ترکها اندوخته فرهنگی ترکی- فارسی را به آن سوی آناطولی نیز منتقل کرده اند.

روابط فرهنگی ترکیه- ایران را در نگاهی کلی می توان در چهار محور اصلی مورد بحث و بررسی قرار داد: دوره پیش از اسلام، دوره کلاسیک (بعد از اسلام)، دوره مدرن گرایی و روابط امروزی ایران و ترکیه. اگرچه در دوره کلاسیک تأثیر فرهنگ فارسی بر سلجوقیان، سلجوقیان روم (آناطولی) و عثمانیان معلوم و مشخص است، اما در دوره مدرن گرایی کفه ترازو در روابط فرهنگی به نفع ترکیه سنگین تر شد. زیرا مدرن گرایی عثمانی  به نسبت زودتر از ایران آغاز شد و الگویی برای ایرانیان گردید. روشنفکران ایرانیِ گردآمده در استانبول انجمنهایی تأسیس کردند و روزنامه و مجله منتشر ساختند و به ترجمه دست یازیدند. از اینرو تأثیر مدرن گرایی عثمانی بر مدرن گرایی ایرانی امری واضح و آشکار است، اگرچه چندان مورد پژوهش و بررسی قرار نگرفته است. گویی استانبول برای ایران بسان پُلی بود به سوی اروپا. اندیشه هایی چون آزادی، برابری، عدالت و مشروطیت از استانبول به تبریز و از آنجا به تهران می رسیدند. تجربه مدرن گرایی در ترکیه در وهله نخست در زمینه مسائل سیاسی منتقل شد، اما دیری نپایید که تأثیر ترکیه در زمینه آموزش و هنر نیز در ایران مشاهده گردید.

ترکیه در زمینه ادبیات نیز نقش پُل و واسطه را میان اروپا و ایران بازی کرده است. چنانکه شیخ ابراهیم زنجانی رمان مشهور بینوایان، اثر ویکتور هوگو را از ترکی عثمانی به فارسی ترجمه کرد و از این نظر شایان توجه است. در کنار این، در «دارالترجمه خاصه همایونی» که به فرمان ناصرالدین شاه (١٢٢٧-١٢٧٥ شمسی) در سال ١٢٦١ ایجاد شد، تعداد زیادی مترجم ترکی عثمانی حضور داشتند و در آن عموماً آثار آموزنده ای در زمینه هایی چون اداری، تشکیلات نظامی، تشریفات درباری، معاهدات مرزی، تاریخ سیاسی و جغرافیا ترجمه می شد. اینگونه برمی آید که در حالی که از یکسو روشنفکران، تحولات فکری و ادبی در عثمانی را تعقیب می کردند، از سوی دیگر دولتمردان در امر اصلاح تشکیلات دولتی و نظامی گوشه چشمی به دولت عثمانی داشتند.

اگرچه در دوره پهلوی (١٣٠٤-١٣٥٧) نمی توان از یک نهضت فراگیر ترجمه از ترکی به فارسی سخن گفت، با وجود این، چنان بر می آید که شخصیتهای مهم فرهنگی عصر، ترکیه را از نزدیک زیر نظر داشته اند. ادعاهای مبنی بر اینکه اصلاحات آتاتورک در ترکیه منبع الهام رضاشاه بوده است و او بعد از دیدار از ترکیه به سال ١٣١٣ اصلاحات خود در ایران را سرعت بخشیده، دارای اهمیتند. علاوه بر این، این اشاره احسان یارشاطر، از ایرانشناسان معروف جهان، به اینکه به هنگام تأسیس «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» در سال ١٣٣٣، در همان سالها هم در ترکیه و طی پروژه ای به سرپرستی حسن علی یوجَل، حدود ٦٠٠ اثر از ادبیات غربی به ترکی ترجمه شده، دارای پیام خاصی است.

در دوره جمهوری اسلامی ایران (١٣٥٧-...) اما شاهد نهضتی فراگیر در امر ترجمه از ترکی به فارسی هستیم. چنانکه در پژوهشی از سوی بیگ بابایی و امیرزاده به این موضوع اشاره می شود که بین سالهای ١٣٥٧ ـ ١٣٩٥، تعداد ٥٥٩ اثر از ترکی به فارسی ترجمه شده است٢ . بهره بردن این دو محقق از آمار فهرست کتابخانه ملی ایران، فهرست خانه کتاب و شبکه جامع کتاب گیسوم، این آمار را قابل اعتمادتر ساخته است. اگر دوره توقف فعالیتهای فرهنگی در طول جنگ هشت ساله میان ایران و عراق (١٣٥٩-١٣٦٧)، درست بعد از تأسیس جمهوری اسلامی ایران را در نظر بگیریم، رقم مذکور را به هیچ وجه نباید دست کم گرفت. می توان گفت که ترکیه بعد از سال ٢٠٠٠، در ایران به شکلی بارز مورد توجه قرار گرفته، چراکه بعد از این سال در هر دهه بیش از ٢٠٠ اثر ترکی به فارسی برگردانده شده است. موضوع قابل توجه آن است که اکثریت این ترجمه ها (٤٤٥ عدد) را آثار ادبی چون رمان، داستان و خاطرات تشکیل می دهند. پیداست که خواننده ایرانی نیز بسان خواننده ترکیه ای علاقه به آثار ادبی همچون رمان و داستان دارد.

بررسی آثار ترجمه شده، نشان می دهد که در انتخاب و گزینش آثار بیش از آنکه به معیارهای ادبی توجه شود، ذائقه خواننده مورد دقت قرار گرفته است. از آنجا که احتمال فروش کتابهای نویسندگانی چون الیف شفق، زولفو لیوانلی و اورهان پاموک بیشتر است، آثار این افراد بیش از یک بار به فارسی ترجمه شده اند. به عنوان مثال، در بازار کتاب شش ترجمه متفاوت (٤ ترجمه از ترکی و ٢ ترجمه از انگلیسی) از رمان ملت عشق الیف شفق موجود است. بر اساس ارزیابی ها، نویسنده ترکیه ای که آثارش در حال حاضر بیش از همه ترجمه و فروخته می شود، اورهان پاموک است.
موضوع قابل توجه دیگر آن است که از نویسندگان برجسته ادبیات معاصر ترکی همچون احمد حمدی تانپینار، خالده ادیب آدیوار، محمد عاکف ارسوی و رشاد نوری ترجمه های بسیار کمی به چشم می خورد. ترجمه آثار نویسندگانی چون یکتا کوپان، سردار اوزکان، قهرمان تازه اوغلو، عایشه کولین، مصطفی کوتلو و احسان اوقتای آنار نشان از آن دارد که مترجمان در گزینش آثار بیشتر به ادبیات کنونی ترک روی آورده اند.

بر همگان واضح است که اندیشه چپ بر جامعه فرهنگی-هنری ایران حاکم است. این وضعیت خواه ناخواه در حوزه ترجمه هم بازتاب دارد. به گونه ای که تقریباً تمام آثار یاشار کمال، ناظم حکمت و عزیز نسین به فارسی ترجمه شده اند. نکته ای که درباره عزیز نسین لازم است ذکر شود، این است که عنوان برخی از کتابهای فارسی اش در میان عناوین کتابهای ترکی او دیده نمی شوند. این می تواند ناشی از دو مسأله باشد: یا در ترجمه فارسی کتاب، عنوان آن تغییر داده شده و یا اینکه مترجم کتابی را که خود به قلم آورده به عنوان کتابی به قلم عزیز نسین روانه بازار نشر کرده است؛ زیرا ادعاهایی وجود دارد مبنی بر اینکه بخشی از کتابهای منتشره با نام عزیز نسین در اصل نوشته مترجمان آنها بوده، اما با نام عزیز نسین به چاپ رسیده اند.

همچنین فقیر بایقورت، صباح الدین علی، اوزدمیر آصف و فاضل حُسنی داغلارجا از جمله شاعران و نویسندگان دارای تمایلات چپ گرایانه هستند که آثارشان به فارسی ترجمه شده است. در مقابل آثار بسیار کمی از نویسندگان محافظه کار و دیندار ترکیه ای به فارسی ترجمه شده است. برای مثال، دو اثر از سیف الدین عمر (گزیده داستانها) و یک اثر از نجیب فاضل کیسا کورک (چله/ سختی) به فارسی برگردانده شده است. آثار محمد عاکف ارسوی، شاعر ملی ترکیه، نیز هنوز به فارسی ترجمه نشده است٣ .

در موضوعات غیر ادبی، ترجمه آثار محققانی چون اسماعیل حقی اوزون چارشیلی، احمد یاشار اوجاق و محمد فؤاد کوپریلی به چشم می خورد. ترجمۀ ١٤ کتاب از عدنان اکتار که با نام هارون یحیی، کتابهایش را منتشر می ساخت، در میان کتابهای دینی ترجمه شده از ترکی به فارسی موضوعی جالب توجه است. بدیع الزمان نورسی نیز از مؤلفان ترکیه ای است که آثارش به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

در میان کتابهای مرتبط با سیاست، ترجمه ٥ عدد از کتابهای عبدالله اوجالان، سردسته گروهک تروریستی پ. ک. ک. نیز تعجب آور است. اینگونه برمی آید که این کتابها را کردهای ایرانی ترجمه کرده اند. «عشقِ کرد»، «از دولت کاهنی سومر به سوی تمدن دمکراتیک»،«اسلام و میهن‌ دوستی‌، جامعه کردستان و طرح ترور من»‌ برخی از این آثار هستند. در مقابل، تقریباً هیچ کدام از تحقیقات و بررسی هایی که به دیدگاه ترکیه در خصوص مظالم ادعایی ارامنه در ترکیه و موضوع پ. ک. ک. پرداخته اند، به فارسی ترجمه نشده اند.

تعداد آثاری که در چهل سال گذشته از فارسی به ترکی ترجمه و در ترکیه منتشر شده اند، قابل قیاس با تعداد ترجمه های صورت گرفته از ترکی به فارسی در ایران نیست. گذشته از این، تعداد ترجمه ها از ادبیات معاصر فارسی بسیار محدود است. از اینرو در مقایسه با ترکیه، می توان گفت که در ایران یک نهضت جدی ترجمه از ترکی به فارسی -هرچند بدون هماهنگی و نقشه راه- وجود دارد. این نهضت نشان از این دارد که همانطور که روشنفکران ایرانی از دوره مشروطه عثمانی (١٢٥٥ شمسی) تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ترکیه را تعقیب می کردند، امروزه نیز از نزدیک پیگیر ادبیات ترک و بنابر این حیات فرهنگی ترکیه هستند. به عبارت واضح تر، در حالی که در دوره کلاسیک، ایران از نظر ادبی و فرهنگی ترکیه را تحت تأثیر خود قرار می داد، از دوره مدرن گرایی بدین سوی، برعکس، ترکیه ایران را تحت تأثیر قرار داده است. این وضعیت امروزه نیز در حوزه های مختلفی چون سینما و تلویزیون و ادبیات و موسیقی ادامه دارد. آمار بسیاری در اثبات این مدعی می توان ارائه کرد. به گونه ای که نهضت ترجمه تنها یکی از نمودهای تأثیر ترکیه بر ایران در زمینه های مختلف است.

 

 

  ١ نک: عنایت الله رضا (١٣٦٥)، ایران و ترکان در روزگار ساسانیان، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.
 ٢. (Bekbabayi, B. ve E. Emirzadeh (2016, “جايگاه ترجمه ادبيات ترکيه بعد از انقلاب اسلامی در ايران”, TYB Akademi, İran ve Türkiye Özel Sayısı, yıl 6, sayı 18, sayfa 96-116.
 ٣. کتابی با نام محمد عاکف که علی نهاد تارلان، آن را به قلم آورده، به فارسی ترجمه شده است. مترجم همچنین اشعاری از ارسوی را نیز ترجمه و به پیوست کتاب منتشر کرده است. نک: علی نهاد تارلان (١٣٤٨)، محمد عاکف ارسوی، زندگینامه و برگزیده آثار، ترجمه: کاظم رجوی (ایزد)، تهران: مؤسسه فرهنگی منطقه ای.

 

ایران، ترکیه، نهضت ترجمه، فرهنگ

رشد ملی گرایی و روز کوروش کبیر

امید باشار

به نظر می رسد بحث بر سر شخصیت و میراث کوروش بیش از آنکه مورد بررسی مورخان باشد، مورد توجه جامعه شناسان و سیاستمداران خواهد بود.