دگرگونی در دکترین امنیتی ایران و تنش میان ایران و آذربایجان

چاغتای بالجی پژوهشگر, مطالعات امنیتی

جمهوری اسلامی که سالهاست استراتژی «هلال شیعی» در منطقه را دنبال می کند، اکنون و در نتیجه تحولات اخیر در منطقه، خود را در معرض محاصره حلقه ای از خطرات و تهدیدها می بیند.

تنش میان ایران و آذربایجان که بعد از انجام رزمایش نظامی «سه برادر» توسط آذربایجان٬ ترکیه و پاکستان و نیز ممانعت آذربایجان از تردد کامیونهای ترانزیتی ایرانی به قره باغ آغاز شد، در نتیجه تحرکات متقابل طرفین بالا گرفته است. ایران که در پاسخ به رزمایش نظامی آذربایجان با ترکیه و پاکستان، یک رزمایش نظامی تحت عنوان «فاتحان خیبر» در منطقه مرزی با آذربایجان برگزار کرد، این روند را در چارچوب «خطرات ژئوپلیتیکی» ارزیابی کرده است. با توجه به اظهارات مقامات و فرماندهان عالیرتبه ایران به ویژه خامنه ای، رهبر انقلاب ملاحظه می شود که ایران، این روند را با برجسته سازی گفتمان «حضور اسرائیل در قفقاز جنوبی» و بر اساس کدهای تهدید ژئوپلیتیک دنبال می کند. در واقع می توان نحوه این ارزیابی را که در روند تنش با آذربایجان تجلی یافت، به عنوان بازتاب دگرگونی در دکترین امنیتی ایران در طرح کلان دانست.

تحول در دکترین امنیتی ایران و عوامل آن 

در دکترین امنیتی که پس از انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفت، یک ساختار ترکیبی ایجاد گشت که در آن٬ اجزای مختلف در کنار هم قرار می گیرند. این ساختار از ترکیب موارد زیر شکل گرفته است: امنیت سرزمینی که بیانگر امنیت داخل مرزهای ایران و تمامیت ارضی کشور است؛ محیط پیرامونی که همسایگان و منافع ژئوپلیتیک و نیز مناطق تهدیدکننده را در برمی گیرد؛ و سرانجام، حوزه های نفوذ که بیانگر چارچوب جغرافیایی گسترده ای از لبنان تا یمن است.

بر این اساس، درک ایران در زمینه امنیت سرزمینی، خود را به شکل حفاظت از تمامیت ارضی و وحدت سیاسی کشور و نیز آمادگی دائمی در برابر تهاجمات و یا حملات نظامی احتمالی نشان داده است. اما در مورد دوم یا محیط پیرامونی، به طور عمده اتخاذ نگرش دفاعی نسبت به کشورهای همسایه، باعث پدید آمدن تلقی ای مرکب از استراتژی ژئوپلیتیک و ژئوفرهنگی شده است. در این راستا٬ جمهوری اسلامی تلاش کرده است تا جوامع محلی در کشورهای همسایه را از طریق دیپلماسی عمومی و فعالیتهای ارتباطی استراتژیک به خود وابسته سازد. و در نهایت، حوزه های نفوذ بازتاب دهنده تلقی ایران در این خصوص است: درهم تنیدن توسعه طلبی منطقه ای٬ و تلاش برای برقراری امنیت در فراسوی مرزها٬ و نیز ایجاد نفوذ برای ایران در مناطق خاصی از سرزمینهای دوردست بر اساس هویت شیعی، ایدئولوژی انقلاب اسلامی یا ستیز با ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و عربستان و خارج ساختن این مناطق بالفعل و یا بالقوه تهدیدگر٬ و تبدیل آنها به یک حوزه نفوذ.

 
شکل ١: حوزه های دارای اولویت در دکترین امنیتی ایران 

این عناصر تحت تأثیر فضای داخلی و خارجی٬ از نظر اهمیت و اولویت کارایی یافته اند. به عنوان مثال، در دهه ١٩٨٠، به دلیل جنگ ایران و عراق، امنیت سرزمینی که هسته اصلی دکترین امنیتی ایران است، در اولویت اول قرار گرفت. اما در دهه ١٩٩٠، محیط پیرامونی و در دهه دوم قرن بیست و یکم، حوزه های نفوذ در جایگاه اصلی قرار گرفته اند. به این نکته هم باید توجه کرد که تنش بین ایران، ایالات متحده آمریکا و اسرائیل و ادعاهای مداخله نظامی برعلیه ایران، در عین حال که امنیت سرزمینی را در خط مقدم قرار می دهد، همچنین می تواند اختلاف بین اصولگرایان-اصلاح طلبان در حوزه سیاست داخلی را به رقابت میان گرایشهای محیط پیرامونی و حوزه های نفوذ تبدیل کند.

از دهه دوم قرن بیست و یکم که جمهوری اسلامی به دکترین امنیتی مبتنی بر حوزه های نفوذ روی آورده، راهبرد خود در این زمینه را از طریق شبه نظامیان وابسته به سپاه پاسداران در مناطق مختلف پیاده کرده است. جمهوری اسلامی با تشکیل گروه های مختلف وابسته از نظر ایدئولوژیک در نیجریه، لبنان، سوریه، عراق، بحرین و یمن و یا حمایت مالی و نظامی از آنها، توانسته این وضعیت را تا سال ٢٠٢٠ مدیریت و حفظ کند. 

سال ٢٠٢٠ نقطه عطفی برای این استراتژی ایران بود. ترور قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس در ٣ ژانویه آن سال، باعث شد تا آثار دگرگونی در دکترین امنیتی به تدریج مشاهده شود. در این زمینه، عوامل اصلی و مؤثر در روند تحول در دکترین امنیتی ایران از سال ٢٠٢٠ را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

•    تعمیق بحران اقتصادی در ایران، همه گیری کروناویروس و مشکلات در تأمین مالی گروه های شبه نظامی

•    واکنش جامعه ایران به حمایت از شبه نظامیان و خواسته های اقتصادی و اجتماعی آنان

•    قلمداد کردن گروه های شبه نظامی تحت حمایت ایران به عنوان یک خطر امنیتی و منبع بی ثباتی در کشورهایی که در آن قرار دارند و واکنشهای جوامع و دولتهای محلی نسبت به آنان.

•    تبدیل ایده توسعه طلبی ایران به یک واقعیت در سطح منطقه ای و بین المللی، و پذیرش این واقعیت و استنباط خطر یا تهدید ایجاد شده در نتیجه این وضعیت.

•    جنگ دوم قره باغ

تحت تأثیر این عوامل، دکترین امنیتی ایران که از سال ٢٠٢٠ وارد روند تحول شده بود، در سال ٢٠٢١ و همزمان با روی کار آمدن ابراهیم رئیسی بیش از پیش روشن تر گشت. پیامهایی که در این روند داده شد و نیز تأکید بر توسعه همکاری با همسایگان، حل مشکلات منطقه ای و تأکید بر امنیت ملی در اولین کنفرانس مطبوعاتی رئیسی پس از انتخابات ریاست جمهوری، از جمله نشانه ها مهم این تحول به شمار می رود. پس از این، تحولات در افغانستان، عراق و آذربایجان نشان داد که مرحله جدیدی در دکترین امنیتی ایران آغاز شده است.

برجسته شدن محیط پیرامونی در دکترین امنیتی ایران و مسأله آذربایجان 

تحول در دکترین امنیتی ایران باعث شده تا به جای نگرش متمرکز بر حوزه های نفوذ، نگرش متمرکز بر محیط پیرامونی پررنگ تر شود. در فرآیندی که منجر به این وضعیت شده، جنگ دوم قره باغ که در سپتامبر ٢٠٢٠ آغاز شد، تأثیرگذار بوده است. این جنگ از نظر دکترین امنیتی ایران، روند تکان دهنده ای بود که طی آن مقامات جمهوری اسلامی متوجه شده اند که کدهای معمولی در حال از بین رفتن هستند و امکان حفظ و تداوم وضعیت فعلی وجود ندارد. در این روند، عدم دخالت روسیه و برخلاف رفتار معهود خود در جلوگیری از تشدید تنش در درگیری های بین آذربایجان و ارمنستان، و نیز حمایت بی قید و شرط ترکیه از آذربایجان در زمینه سیاسی و نظامی، تأثیری جدی داشت. 

در ادامه، شرایط جدید ژئوپلیتیکی که با آزادسازی سرزمینهای اشغالی آذربایجان پدید آمد، دکترین امنیتی ایران را به یک دگرگونی اجتناب ناپذیر سوق داد. در این دگرگونی، تحولات در افغانستان در سال ٢٠٢١، تحولات در خلیج فارس و دریای عمان و تنشها در شمال عراق نیز نقش شتاب بخشی را ایفا کردند. در چارچوب بحرانها و تنشهای پدید آمده در این مناطق، از منظر ایران:

•    تأثیرگذاری مورد انتظار در افغانستان حاصل نشده و حضور داعش- شاخه خراسان در منطقه و افزایش نفوذ پاکستان به یک خطر و تهدید تبدیل شده است.

•    در شمال عراق، برتری ترکیه در مبارزه با پ.ک.ک، فعالیت برخی گروه های کرد مخالف جمهوری اسلامی و نیز نارضایتی های ایجاد شده از سوی شبه نظامیان تحت حمایت ایران باعث به وجود آمدن خطرات جدی شده است.

•    تنشهای فزاینده با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در خلیج فارس و دریای عمان منجر به تشدید تهدیدها در این مناطق شده است.
 
 نقشه ١: مناطق دارای خطر در محیط پیرامونی ایران

جمهوری اسلامی که سالهاست استراتژی «هلال شیعی» در منطقه را دنبال می کند، اکنون و در نتیجه این تحولات، خود را در معرض محاصره حلقه ای از خطرات و تهدیدها می بیند. در چنین فضا و شرایطی، احساس محاصره شدن و در چنبر قرار گرفتن توسط ایران٬ باعث شده که رزمایش نظامی بین ترکیه، آذربایجان و پاکستان را به عنوان یکی از مشخصترین شاخصه های این روند ببیند. شرایط ناشی از جنگ دوم قره باغ٬ ایران را نسبت به تحولات در قففاز جنوبی حساستر کرده است. در چارچوب برداشت «محاصره-چنبر»، در دکترین امنیتی جدید ایران که بر محیط پیرامونی متمرکز است، تحولات صورت گرفته در محور آذربایجان در جایگاه مهمترین حوزه خطر قرار گرفته است. از این رو٬ بعید نیست ایران در چارچوب «خطرات ژئوپلیتیکی» که مکرراً آن را برجسته می سازد، واکنشهای شدیدتری در برابر تحولات صورت گرفته در رابطه با آذربایجان از خود نشان دهد و در راستای این باور که این وضعیت می تواند از یک تهدید محیط پیرامونی به تهدیدی برای امنیت سرزمینی تبدیل شود، موضع و نگرش سختگیرانه خود را تداوم بخشد.
 

ایران٬ دکترین امنیتی٬ آذربایجان٬ قره باغ

عملیات سنجار، پ.ک.ک. و شبه نظامیان مورد حمایت ایران

چاغتای بالجی

چنانچه ایران که پ.ک.ک. و شبه نظامیان را به عنوان بازیگران ابزاری می بیند، علیه عملیات نظامی احتمالی ترکیه در سنجار موضع گیری کند، احتمال همکاری میان پ.ک.ک. و شبه نظامیان مورد حمایت ایران افزایش خواهد یافت.

ترورها در ایران در چارچوب نظریه اطلاعاتی

چاغتای بالجی

نهادهای امنیتی ایران با چهار معضل اساسی؛ رقابت بین نهادها، ناکامی در عملیات ضد جاسوسی، ناکامی در تحلیل اطلاعات و اشتباهات اطلاعاتی و سیاست زدگی اطلاعات روبرو هستند.