اعتراضات اخیر در ایران و دور جدید تحریمها

چنانچه دولت ایران و امریکا به سمت حل و فصل جدی اختلافات حرکت نکنند، بحران فعلی وارد مرحله ای خواهد شد که احتمالا کل منطقه را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد.

دیدگاه 06.08.2018
حقی اویغور معاون مرکز

دولت امریکا از تحریمهای ایران به عنوان بهانه ای برای فشار بر روی ترکیه استفاده می کند.

در تاریخ ٨ می سال جاری، دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده امریکا، ضمن اعلام خروج یکجانبه کشورش از توافقنامه هسته ای که میان ایران و کشورهای ١+٥ امضا شده بود، تاریخ ٦ اوت را برای بازگشت اولین دور از تحریمها علیه ایران مشخص کرد. دولت امریکا قصد داشت تحریمهای یکجانبه ای را علیه ایران اعمال کند که بر اساس آن، از روز ٦ اوت، هرگونه خرید و فروش و معامله طلا، صنعت خودرو، صنعت هواپیما، معدن، رایانه و بخشهای نرم افزاری در سطح بالایی برای ایران تحریم خواهد شد. امریکا انتظار داشت تمام کشورها به این تحریمها عمل کنند و ترامپ کشورهایی را که به این تحریمها عمل نکنند، تهدید کرد. نکته قابل توجه در این میان، بروز اعتراضات در مناطق مختلف ایران پیش از ٦ اوت و ٤ نوامبر است که دور جدید و جامعتری از تحریمها شروع می شود. هفته گذشته، تظاهراتی در تعداد زیادی از شهرهای بزرگ و کوچک ایران برگزار گردید. لازم به یادآوری است که در ماه دسامبر سال گذشته نیز مشابه همین اعتراضات برگزار شد که در آن معترضین شعارهایی بر علیه پایه های اساسی حکومت سر‌ دادند.

پس از اعلام خروج یکجانبه آمریکا از برجام در ماه می، این تصور وجود داشت که در روزهای ابتدایی ماه اوت و با شروع تحریمها، افراد زیادی در ایران به خیابانها بیایند و با سخت تر شدن شرایط اقتصادی در زندگی روزمره مردم، ناامیدی عمیقی در جامعه نسبت به آینده شکل بگیرد. باید توجه داشت که پیش از شروع تحریمهای جامع واشنگتن علیه تهران، ایران بیشترین میزان فروش نفت را در پنج سال گذشته داشته و افزایش نرخ ارز در این کشور سبب بالا رفتن منابع مالی در حجم بالایی گردید. به عبارت دیگر، تحریمهای ماه اوت سبب کاهش شدید صادرات نفت ایران شده و از طرف دیگر با ممنوع شدن تبادلات ارزی برای ایران، بودجه سال آینده این کشور در سطح وسیعی تأثیر منفی خواهد پذیرفت. از آنجا که بخش عمده اقتصاد ایران در دست دولت است، حکومت سعی خواهد کرد که اثرات اقتصادی تحریمها را در زندگی مردم به وسیله ابزارهای مختلف و در طول زمان به تأخیر بیندازد، دقیقا مشابه سیاستی که در زمان تحریمهای دولت اوباما انجام می‌ داد. پس چه شد که مردم به خیابانها آمدند و تظاهرات کردند؟

باید این نکته را در نظر گرفت دولت حسن روحانی هنوز نتوانسته است مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمهای دوره محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق ایران را برطرف نماید. به دلیل ساختار پیچیده و دولتی اقتصاد ایران، مشکلات اقتصادی مردم تا دوره روحانی به تعویق افتاده است. خوش بینی به دنبال توافق هسته ای، در کنار ایجاد فضای مطلوبی که هم برای مردم و هم برای مقامات در مقابله با مشکلات اقتصادی به وجود آمد و همچنین افزایش سرمایه گذاری خارجی همگی این انتظار را به وجود آورد که در طول یک تا دو سال، شاخصهای اقتصادی افزایش قابل توجهی داشته باشند. انتظاراتی که ناگهان با انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهور امریکا و پس از آن، خروج این کشور از توافقنامه هسته ای نابود شد.

ناامیدی و سرخوردگی عمومی

با این وجود، تظاهراتها و افزایش ناگهانی قیمت دلار، تنها دلیل بحران اقتصادی ناشی از تحریمهای قدیمی نیست. پس از خروج ترامپ از توافق هسته ای و تهدید به این که "در تاریخ مشخصی تحریمهای سنگینی علیه ایران به اجرا خواهد گذاشت"، ایرانیان و سرمایه گذاران خارجی که قصد سرمایه گذاری و کسب و کار در این کشور را داشتند، این تهدید را جدی گرفته و دارایی های نقدی و حتی غیر نقدی خود را به دلار و طلا تبدیل کردند که این موضوع حتی در میان عموم مردم هم شیوع پیدا کرد. به همین دلیل است که قیمت دلار امریکا از حدود ٣٥٠٠ تومان در طول تقریبا یک سال با افزایش شدیدی به ١٢٠٠٠ تومان رسیده است. پس از اولین شوک، دلار به سطح ١٠ هزار تومان رسید و در این زمان میزان زیادی از دارایی های کالایی نیز از کشور خارج شد. تمامی این موارد گمانه زنی هایی به وجود آورد که ایران مانند ونزوئلا شاهد شرایط بد اقتصادی خواهد شد و مردم در واکنش به خیابانها خواهند آمد. از طرف دیگر در گرمای تابستان، مشکلاتی نظیر قطعی آب و برق زندگی مردم را سخت تر کرده و عدم مدیریت صحیح، سبب افزوده شدن به مشکلات اقتصادی مردم گردید.

از سوی دیگر، یکی از مواردی که در تظاهراتها و اعتراضات مردمی در ایران دیده می ‌شود، ناامیدی نسبت به توانایی روحانی برای اداره این شرایط است. روحانی در سال ١٣٩٢ با وعده بهتر شدن روابط با جهان انتخاب شد. اما عمده انتظارات طبقه متوسط شهری پس از امضای توافقنامه هسته ای در سال ١٣٩٤ برآورده نشده است. هم اکنون خواسته اصلی معترضین انجام تغییرات اساسی در ایران است.

نقش و موقعیت ترکیه

افزایش تنشها و بر هم خوردن بیش از پیش روابط ایران و امریکا و اعمال تحریمهای جامع اقتصادی بر تهران، به ترکیه نیز ارتباط نزدیکی دارد. آنکارا همانند برخی دیگر از کشورها در حالی اعلام کرده که تحریمهای یکجانبه امریکا را اعمال نخواهد کرد که خود در سالهای اخیر به دلایل مختلف تحت فشار واشنگتن بوده است. سفر برنامه ریزی شده مقامات خزانه داری و دولت امریکا در اواسط ماه جولای به ترکیه نشان داد که نشانه های مثبتی دیده نمی ‌شود. حتی بر عکس انتظارات امریکا، مقامات ارشد ترکیه به ویژه مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه و رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه اعلام کردند که اینگونه تحریمهای یکجانبه را نمی ‌توان پذیرفت. تحریمها علیه ایران در زمان باراک اوباما حتی سبب تحریمهایی علیه هالک بانک ترکیه گردید و تاکنون نیز این بانک تحت نظر امریکا قرار داشته و این تحریمها به شکلی ادامه دارد. در دوره جدید نیز، پس از کودتای نافرجام ١٥ جولای در ترکیه، تنش در روابط امریکا و ترکیه افزایش یافته است.

توجه به این نکته حائز اهمیت است که ایران منشأ اختلاف میان ترکیه و امریکا نیست، بلکه یکی از نتایج آن است. تشکیل یک باند تروریستی در امریکا برای انجام کودتای نظامی در ترکیه در حالی که روابط بین ایران و امریکا در بهترین وضعیت خود در چهل سال اخیر قرار داشت، یا عدم ایجاد مزاحمت برای کشورهایی مانند امارات متحده عربی که  طی تحریمهای سال ٢٠١١ تا ٢٠١٥ بسیار بیشتر از ترکیه برای تهران فرصت اقتصادی و تجارت فراهم آورده بودند، به خوبی نشانگر این موضوع است که دولت امریکا از تحریمهای ایران به عنوان بهانه ای برای فشار بر روی ترکیه استفاده می کند. در واقع موضع ترکیه در مورد ایران کاملا واضح و قابل درک است: آنکارا در دوره اخیر استفاده از سلاح تحریمها را به دلیل اینکه در روابط بین الملل سبب ایجاد اختلاف و تنش می‌ گردد، درست نمی ‌داند. همچنین آنکارا با وجود تمام اختلافات در سیاست خارجی با ایران، اعمال تحریمهایی را که سبب تخریب ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این کشور شود، نیز صحیح نمی داند. اگرچه بی ثباتی سوریه، برای ترکیه و منطقه خسارتهایی به دنبال دارد، اما خلأ قدرت در ایران، می تواند نتایج و پیامدهای شدیدتری را برای ترکیه به دنبال داشته باشد. به عنوان نمونه، جمعیت پناهندگان افغان و ایرانی در ترکیه تقریبا بیش از یک میلیون نفر شده و می ‌توان تصور کرد که در صورت بروز هرج و مرج در ایران چه ریسک بزرگی در انتظار ترکیه خواهد بود.

جهت‌ گیری سایر بازیگران

مشخص است که نگرش خریداران اصلی نفت ایران به تحریم صادرات نفت این کشور (به عنوان ستون فقرات تحریمها) متفاوت خواهد بود. کشورهایی مانند کره جنوبی یا ژاپن خرید نفت از ایران را به میزان زیادی کاهش خواهند داد یا متوقف خواهند کرد. اما بر عکس کره و ژاپن، چین بارها اعلام کرده که قصد کاهش و یا توقف خرید نفت از ایران را ندارد. هند نیز به عنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت ایران، هنوز موضع و تصمیم مشخصی را در این باره اعلام نکرده است. از سوی دیگر، ایران مورد حمایت سیاسی روسیه قرار دارد و کشورهای اروپایی هم در حال تدوین برنامه هایی برای مقابله با آمریکا هستند تا بتوانند بدون مشارکت آمریکا به تجارت با ایران ادامه دهند. کشورهای اتحادیه اروپا و به ویژه آلمان و فرانسه از یک طرف نمی خواهند سهم بزرگی را که در بازار بکر ایران پس از مدتها و با توافق هسته ای به دست آورده اند، از دست بدهند و از طرف دیگر هم از رفتار یکجانبه امریکا ناخرسند هستند. از سوی دیگر، برگزاری نشست میان کشورهایی مانند ترکیه، آلمان، فرانسه و روسیه در خصوص چگونگی مقابله با تحریمهای یکجانبه امریکا علیه ایران بسیار مؤثر خواهد بود. اگر کشورهایی مانند چین و پاکستان هم تحریمهای یکطرفه را اعمال نکنند، ایران می ‌تواند به محلی برای مچ اندازی جهانی بین امریکا و سایر کشورها مبدل گردد.

پس از این چه خواهد شد؟

همانطور که قبلا نیز اشاره شد، ٦ اوت و به ویژه ٤ نوامبر سبب سخت تر شدن شرایط اقتصادی و شکننده تر شدن اقتصاد ایران شده و طبقات متوسط هم به اعتراضاتی که اکنون توسط طبقات پایین تر و کم درآمدتر جامعه برگزار می گردد، اضافه خواهند شد. در این میان شبکه های فارسی زبان خارج از ایران به صورت آشکارا از تظاهراتها در این کشور حمایت خواهند کرد. از سوی دیگر، یکی از دلایل عدم موفقیت مخالفان ایرانی در مقابل حکومت این کشور در طول سالهای متمادی، عدم وجود رهبری مشخص و معتبر در میان مخالفین بوده است. در سالهای اخیر مخالفین حکومت تلاش کرده اند با جمع شدن در اطراف افرادی همچون رضا پهلوی این موضوع را تا حدودی برطرف کنند. البته ایرانیان به ویژه ساکنان اروپا و امریکا با ایدئولوژی های متفاوت، گروه ها و احزاب سیاسی بسیار زیادی را تشکیل داده اند. در واقع می توان اینگونه تفسیر نمود که مخالفان ساکن خارج از کشور انتظار افزایش اعتراضات در داخل ایران را دارند.

کاملا واضح است که شکنندگی اقتصادی و تحریمها علیه ایران کاملا به نفع امریکا خواهد بود، زیرا در این صورت ایران فرصت کمی برای یافتن عکس العمل مناسب خواهد داشت. در واقع این موضوع که چرا ترامپ در هر سخنرانی درخواستها و انتظارات خود از ایران را افزایش می دهد، کاملا قابل توجه است. ترامپ پس از انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور امریکا، اعتراضهای اساسی به توافقنامه هسته ای وارد کرد و سؤالات زیادی را در مورد فعالیتهای منطقه ای ایران و مشروعیت حکومت این کشور عنوان کرد. در حقیقت پیشنهاد ترامپ پس از رسیدن دلار به بالای ١٢ هزار تومان مبنی بر "آمادگی برای مذاکره بدون پیش شرط" با تهران در حالی که به خوبی می‌ دانست این پیشنهاد مورد قبول مقامات تهران واقع نخواهد شد، خود نشان دهنده این موضوع است. حتی اگر ایران بتواند با وجود تغییرات در سطوح بالای بروکراسی اقتصادی و یا حمایتهای سیاسی دیگر کشورها فرصت مناسبی به دست آورد، با این حال چنانچه دولت ایران و امریکا به سمت حل و فصل جدی اختلافات حرکت نکنند، بحران فعلی وارد مرحله ای خواهد شد که احتمالا کل منطقه را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد.

ایران، تحریم، امریکا، ترامپ، روحانی، ترکیه

آیا ترامپ علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلان جنگ کرده است؟

حقی اویغور

ترامپ در سیاست خود برعلیه ایران به طور مستمر شرطها را بالا می برد و به جای هر شرطی که تهران از قبول آن امتناع می ورزد، مدتی بعد شروطی به مراتب سنگین تر وضع می کند.

ایران و مسئله پ.ک.ک.

حقی اویغور

ایران تلاش می کند معضل کردها را به شکل «معضل دیگران» و در رأس آنها ترکیه وانمود کند و در این راستا گفتمان و استراتژی ثابتی را دنبال می کند. بدین جهت انتظار نمی رود از این روش دست بردارد.

echo 'test';