دانشنامه ایرانیکا و مقالات مربوط به ترك شناسی

ایرانیکا در قبال موضوعات مربوط به میراث مشترك ترکیه و ایران و به خصوص در مورد شخصیتهای ادبی و تاریخی، سیاست فارسی سازی را در پیش گرفته است.

دانشنامه ایرانیکا پروژه ای است كه در نتیجه احساس كمبود مباحث مورد نظر در دانشنامه اسلام و ایده تهیه یک دانشنامه مختص به ایران¬ شناسی به وجود آمده است. این پروژه توسط احسان یارشاطر۱ که مدیر مؤسسه انتشارات «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» بود، در سال ١٣٤٧ مطرح گردید.

در نامه ای که یارشاطر به برنارد لوئیس، مورخ انگلیسی-آمریکایی و متخصص خاورمیانه برای بیان ضرورت چنین دانشنامه ای نوشته بود، مأموریتی که دانشنامه قرار بود بر عهده داشته باشد، بیان می شود: «در دانشنامه اسلام، سهم ایران در تمدن شرقی کاهش یافته است. زیرا این دانشنامه بیشتر بر اسلام عربی و سنی تأکید دارد. به همین دلیل، به دانشنامه ای نیاز است که به مذهب غالب در ایران یعنی تشیع و نیز به ادیان دیگری همچون یهودیت و دین زرتشت كه در تمدنهای پیش از اسلام نقش داشته اند، توجه نماید.»

یارشاطر که با دانشنامه ایران و اسلام تجربه اندوخته بود، در سال ١٣٥١ شروع به جستجوی منابع مالی برای دانشنامه جدید نمود و اولین اثر خود را در این زمینه در سال ١٣٥٤ منتشر کرد. پس از انقلاب اما به دلیل عدم همراهی حكومت جدید این پروژه به حالت تعلیق درآمد. جای تعجب نیست که از پروژه یارشاطر به دلیل نزدیكی اش به خاندان پهلوی پشتیبانی نشود. علاوه بر این، دانشنامه جهان اسلام که از سال ١٣٧١ منتشر شده و تا امروز نیز ادامه دارد، هم در واقع ادامه همین پروژه است.

یارشاطر پروژه دانشنامه ایرانیکا را با كمک مالی ای که در آمریکا دریافت كرد، ادامه داد. وی به عنوان سردبیر در مرکز تحقیقات ایران دانشگاه کلمبیا به همراه همكاران ویراستارش فعالیتهای خود را در این زمینه از سر گرفت. در اوایل دهه ١٣٦٠ و با دریافت کمک مالی از بنیاد ملی علوم انسانی، پروژه دانشنامه ایرانیکا اولین اثر خود را در سال ١٣٦١ منتشر نمود.

دسترسی به دانشنامه ایرانيكا از طريق سايت اینترنتی "iranicaonline.org" برای عموم امكان پذیر است. به علاوه، مقالات زیادی به زبان انگليسی كه توسط دانشگاهيان خبره در زمینه خود نوشته شده اند، در اين سايت قابل دسترسی است. هدف دانشنامه مطالعه تمدن ایران در خاورمیانه، آسیای مرکزی، قفقاز و شبه قاره هند بیان شده است. مباحثی که محتوای دانشنامه را تشکیل می دهند، عبارتند از: چهره های تاریخی و ادبی، شرق شناسان، قبایل و طوایف، مجلات و روزنامه ها، کلمات و مفاهیم، جای ‌نام ‌شناسی )توپونیمی(، کشورها و ملتها. در این چارچوب، بیشترین میزان سرمقالات بر اساس کشورهاست كه به طور طبیعی پس از ایران، به افغانستان و تاجیکستان اختصاص داده شده است. با در نظر قرار دادن منطقه نفوذ فرهنگی ایران، اهمیتی که به افغانستان و تاجیکستان داده می شود و تعداد زیاد سرمقالات اختصاص داده شده به آنها قابل درك است.

این دانشنامه برای ترک شناسان نیز حائز اهمیت است، زیرا برخی از سرمقالات در ایرانیکا شامل خاندانها، قبایل و شخصیتهای تاریخی ترک در ایران هستند. دلیل اصلی وجود موارد زیاد مربوط به حوزه تورکولوژی در دانشنامه ای که برای محققان ایرانی نگاشته شده است، را باید در روابط ترکها و ایرانیان جستجو كرد. روابطی که دارای پیوستگی تاریخی بوده و با میراث فرهنگی ایرانی و آثار موجود در آسیای میانه و خاورمیانه در هم تنیده شده است. از سوی دیگر اما نباید فراموش کرد که در این دانشنامه، تلاشی پوشیده برای قرار دادن عناصر فرهنگ و تمدن تركی در چارچوب فرهنگ و تمدن ایرانی وجود دارد.

ایرانیکا حاوی تقریباً ٤٨٧ مقاله مرتبط با موضوعات ترک شناسی است. از آنجا که برخی از سرمقالات در آن به بخشهای مختلفی تقسیم شده اند۲ ، این تعداد می تواند تقریباً بین ٧٠٠-٦٠٠ مقاله باشد.

جدول ١: موضوع مقالات مرتبط با حوزه ترک شناسی در دانشنامه ایرانیكا

دلیل اصلی اختصاص مقالات زیاد برای چهره های تاریخی و اسامي جغرافيايي را می توان بازتابی از ناسیونالیسم ایرانی۳ دانست. با استقرار حكومت صفوی در ایران، مذهب شیعه دارای جایگاهی رسمی گردید و در ادامه آن در دوران اخیر با تشكیل حكومت پهلوی و در تلاش برای ایجاد یک دولت-ملت مدرن، ناسیونالیسم قومی و فرهنگی فارسی رو به گسترش نهاد. در ادامه، نظام مستقر در ایران پس از انقلاب در راستای تبدیل ساختار جمعیتی كشور به بافتی همگن، از سویی بر هویت و زبان فارسی تأكید ورزیده و از سوی دیگر زیر پوشش هویت مذهبی شیعی به تحكیم مبانی تاریخی خود بر اساس «گذشته شکوهمند تمدن پارسی» ادامه داده است. با در نظر گرفتن این سیر تاریخی و با توجه به شرایط موجود می توان گفت كه این دو مهم در دوران حاضر تشكیل دهنده زیربنای اصلی سیاستهای جمهوری اسلامی در راستای هویت ایرانی است. با توجه به این نكته، در روابط ایران با برخی از کشورهای خاورمیانه و آسیای میانه، فرهنگیان ایرانی می توانند بر اساس منافع سیاسی، یا با تأكید بر مشتركات فرهنگی، به تحكیم روابط فیمابین بپردازند و یا با متهم كردن كشورهای مورد نظر به تقلید و یا سرقت آثار فرهنگی تمدن ایرانی، آنها را تحت فشار قرار دهند. در حقیقت مباحثات و مناقشات مربوط به تعلق قومی متفکرانی چون مولوی، فارابی و ابن سینا نیز نمونه هایی از این وضعیت است. 

روابط ایران و تركها ساختاری درهم تنیده با میراثی از تاریخ و فرهنگ مشترك است. با در نظر گرفتن این موضوع ملاحظه می شود كه دانشنامه در قبال موضوعات مربوط به میراث مشترک و به خصوص در مورد شخصیتهای ادبی و تاریخی، به مناقشات در زمینه هویت قومی این شخصیتها نیز پرداخته است. به عنوان مثال، در مقاله تحت ماده فارابی، دیمیتری گوتاس (Dimitri Gutas) معتقد است که ادعای ابن خلکان مبنی بر اینکه فارابی ترک تبار بوده، به تمامی تلاشی از جهت وی برای القای ترک بودن فارابی است. در كنار این، گوتاس اظهار می دارد که این مسأله كه فارابی هنگام ورود به بغداد، ترکی و سایر زبانها را می دانسته، اما زبان عربی را در بغداد آموخته، قدری عجیب است. در مقابل، این ادعای ابن ابی ‌اصیبعه مبنی بر اینکه پدر فارابی فرمانده ای اصالتا پارسی بوده را نقل كرده است.

ایران در راستای اجرای سیاستهای ایرانی سازی خود از گفتمانهای آریایی و شیعی (اسلامی) در مورد اقوام غیرفارس و به ویژه تركهای ساكن در ایران استفاده می نماید. به عنوان نمونه، در مورد تركهای آذربایجان، ایران بر غیر ترک بودن آنها تأكید داشته و ریشه قومی آنها را اقوامی آریایی نژاد كه بنابر ادعاها، در ایران باستان در منطقه آذربایجان ساكن بوده اند، می داند. بنابر این استدلال، ایران در مورد تركهای ساكن آذربایجان از عنوان «آذری» استفاده می نماید.۴ در جدول زیر اطلاعاتی درباره نویسندگان مقالات مربوط به حوزه مطالعات ترک شناسی ارائه شده است:

جدول ٢: نویسندگان مقالات مربوط به حوزه مطالعات ترک شناسی در دانشنامه ایرانیكا۵

اگرچه دانشنامه ایرانیكا پروژه ای است كه با هدف كنار گذاشتن نگرش اوریانتالیستی حاكم بر تاریخ و فرهنگ ایران و ایجاد بستری برای واقع گرایانه كردن این نگرش آغاز شده بود، ولی با وجود این، با دقت در اسامی نویسندگان مقالات مرتبط با حوزه ترک شناسی كه در جدول بالا موجود است، می توان گفت كه آنچه در عمل به اجرا درآمده، با هدفی كه برای این پروژه بیان شده بود، در تضاد است. چه اینكه کلیفورد ادموند باسورث (Clifford Edmund Bosworth) كه بیشترین مقالات به قلم اوست، شرق شناسی است كه بر هر سه زبان تركی، عربی و فارسی تسلط داشته است. در كنار این موارد، وجود مقالاتی از شرق شناسانی نظیر پیر ابرلینگ (Pierre Oberling) و مایكل كنوپل ( Micheal Knüppel) همگی نشانگر این است كه برخلاف هدف مطرح شده در آغاز، نگرش اوریانتالیستی در دانشنامه همچنان ادامه داشته است.

در دانشنامه ایرانیكا مقالات نویسندگان ترک نیز جای گرفته است. در حدود ٤٠ مقاله از تحسین یازیجی ( Tahsin Yazıcı)، متخصص زبان و ادبیات فارسی در دانشنامه موجود است. علاوه بر این، از عثمان غازی اوزگودنلی ( Osman Gazi Özgüdenli) که از مشاوران ویراستاری دانشنامه است، ٢٠ مقاله، از ایسنبیكه توگان (İsenbike Togan) ٢ مقاله، از سارا نور ییلدز (Sara Nur Yıldız) یک مقاله و از زرن تانیندی (Zeren Tanındı) یک مقاله وجود دارد.۶ در مجموع از حدود ۲۳۰ نویسنده، مقالات مربوط به حوزه ترک شناسی در این دانشنامه وجود دارد.

در حالی كه هدف آغازین دانشنامه، زدودن نگرش شرق شناسانه به ایران ذكر شده بود، ولی در اصل این هدف به تلاش برای به كارگیری نگرش پان ایرانیستی/پان فارسی تبدیل گشته است. به خصوص با دقت در مقالات مربوط به حوزه ترک شناسی پر بیراه نیست اگر بگوییم كه هدف اصلی دانشنامه ایرانیكا، تلاش برای تثبیت نگرش پان فارسی، آن هم به صورت آكادمیک در نزد افكار عمومی جهان است. چنانكه در جدول شماره ٢ هم ملاحظه می شود، یارشاطر خود یک مقاله در ارتباط با زبان تركی در دانشنامه نوشته است. در این مقاله، وی بیان داشته كه زبان تركی آذربایجانی در واقع پیش از گسترش زبان تركی در منطقه به عنوان یكی از زبانهای ایرانی وجود داشته است. به عنوان یک ایران شناس و بنیان گذار دانشنامه ایرانیكا و همچنین سردبیر آن، این نگرش یارشاطر در حقیقت موضع دانشنامه را نسبت به تركها و دیگر اقوام نشان می دهد.

سخن پایانی

در رابطه با دانشنامه ایرانیكا كه احسان یارشاطر بنیان آن را در سال ١٣٥١ نهاد و تا درگذشتش در سال ١٣٩٧ كه سرویراستاری آن را بر عهده داشت، موارد زیر به چشم می خورد: تاریخچه دانشنامه و موضوعاتی كه به برجسته كردن آن پرداخته است، شامل تمدن كهن و نوین پارسی، یهودیت، دین زرتشتی، مذهب تشیع و خاورمیانه، منطقه قفقاز، آثار و تمدن پارسی در آسیای میانه و شبه قاره هند.

دانشنامه همچنین تلاشی پوشیده برای ایجاد رویکرد آكادمیک پان ایرانی است. در این راستا در حوزه هایی كه موضوعات مرتبط با ایران شناسی و ترک شناسی همپوشانی دارند، شاهد یک جهت گیری آشكار از سوی دانشنامه هستیم. تلاش برای قرار دادن شخصیتهای ادبی و تاریخی مشترک در حوزه فرهنگ ایرانی اما بی طرفی و علمی بودن دانشنامه را زیر سؤال برده است. از سوی دیگر، می توان گفت كه نگرش پان ایرانی بیش از هر جای دیگر در موضوعات مربوط به تركهای آذربایجان، خود را نمایان كرده است. موارد مربوط به ریشه شناسی واژه آذربایجان و هویت قومی مردمان آن در دانشنامه دلیل این ادعاست. از دیگر روی، مباحث مربوط به مطالعات ترک شناسی که به دلیل اسناد تاریخی جایی برای جدال و مناقشه باقی نگذاشتند، عمدتا بدون تحریف واقعیت تاریخی ارائه شده اند.


۱ برای اطلاعات دقیقتر در مورد زندگی یارشاطر و فعالیتهایش و نیز در مورد دانشنامه ایرانیكا رجوع شود به:
 Elton L. Daniel (1998). The Encyclopedia Iranica and the Encyclopedic Tradition, Iranian Studies, 31/3-4 377-387; Başar, U. (2018). https://iramcenter.org/modern-iran-arastirmalarinin-mimarlarindan-dr-ihsan-yarsatir

۲  به عنوان نمونه نگاه كنید به:  http://www.iranicaonline.org/articles/azerbaijan-index

۳ برای مطالعه مقاله ای در زمینه ی افزایش ملی گرایی ایرانی نگاه كنید به:
https://iramcenter.org/fa/-the-growth-of-nationalism-and-cyrus-the-great-day-/ 

۴ رجوع شود به: كسروی، احمد؛ آذری یا زبان باستان آذربایجان؛ ص: ١٢.

۵ نام نویسندگانی كه پنج مقاله در دانشنامه دارند ویا جزء نویسنگان شاخص می باشند، ذكر شده است.

۶  اگرچه ممکن است رقمهای داده شده با در نظر گرفتن مفاهیم و شخصیتهایی که مورد مناقشه هستند کمی تفاوت پیدا كند، اما سعی شده تا نزدیکترین رقمها ارائه شود.

دانشنامه، ایرانیكا، احسان یارشاطر، مقالات تركی