رئیس جمهور بعدی ایران یک سپاهی خواهد بود؟

انتخاب رئیس جمهور از میان فرماندهان سپاه پاسداران چیزی بیش از انتقال این نهاد از پشت پرده به جلوی صحنه نیست.

در اواخر دوران دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، بازار حدس و گمان درباره احتمال نامزدی یکی از فرماندهان سپاه در انتخابات ریاست جمهوری ایران داغ شد. اگرچه بحث در این مورد با اعلام پیروی بایدن در انتخابات آمریکا کاهش یافت، اما در نتیجه موضع دولت جدید ایالات متحده در خصوص بازگشت به برجام و لغو تحریمها، موضوع دوباره مطرح شده است. به ویژه اینکه تا انتخابات چهار ماه بیشتر باقی نمانده است.

اظهارات سردار اسماعیل کوثری، مشاور فرمانده کل سپاه در آبان ماه گذشته مبنی بر برتری نامزدهای نظامی در انتخابات آتی باعث شد این مسئله جدی تر گرفته شود و بحث و جدل در مورد این احتمال بین اصولگرایان و اصلاح طلبان و حتی داخل جناح اصلاح طلب و رسانه های اجتماعی روز به روز بیشتر شود. البته وقتی سخن از یک رئیس جمهور نظامی می شود، منظور یکی از فرماندهان ارتش نیست، بلکه مقصود نهاد رقیب ارتش، یعنی سپاه پاسداران است.

اصولگرایان بر این باورند که کشور برای غلبه بر بحرانها و برون رفت از شرایط موجود، به یک رئیس جمهور نظامی قدرتمند و جدی در مبارزه با فساد نیاز دارد. از نظر آنان، رئیس جمهور نظامی می تواند محکم تر در مقابل دشمن بایستد و در حل معضلات مربوط به اقتصاد، تأمین شغل و کاهش بیکاری مصمم تر است. راه حل مورد نظر آنها، بهبود و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای همسایه و پیگیری سیاست "نگاه به شرق" و برقراری روابط اقتصادی قوی با روسیه و چین به جای التماس به غرب است.

در مقابل، اکثریت اصلاح طلبان معتقدند که دوران حکومت نظامی ها به پایان رسیده و ایران نباید تجربه ای را که در بیشتر کشورها شکست خورده بود، تکرار کند. از نظر آنان، تکیه زدن یک سپاهی بر مسند ریاست جمهوری مرداف است با دخالت بیشتر سپاه در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و جامعه، فقدان شفافیت، غرق در فساد، تضعیف نهادهای جامعه مدنی و محدودیت بیشتر آزادی های مدنی. آنها همواره تأکید می کنند که با تفکرات نظامی و صدور بخشنامه ها و دستورالعملها نمی توان مشکلات کشور را حل کرد. وانگهی، این امر علاوه بر تضعیف احتمال دستیابی به توافق با غرب برای رفع تحریمها، انزوای کشور در سطح منطقه و جهان را تشدید می کند، به ویژه اینکه بیشتر فرماندهان ارشد سپاه هم اکنون در لیست تحریمهای آمریکا قرار دارند.

آیا این خوشبینی و بدبینی موجه است؟

به نظر می رسد هم مدافعان و هم مخالفان مسئله تصاحب مقام ریاست جمهوری توسط یک سپاهی در ارزیابی های خود اغراق می کنند. درست است که رئیس جمهور بر اساس قانون اساسی دومین شخص کشور است، اما رهبری و اطرافیانش تمامی امور کشور را تحت کنترل خود دارند. سپاه پشت پرده عملا قدرت را در اختیار دارد و تا حد زیاد حوزه های مختلف را از سیاست خارجی و امنیت داخلی گرفته تا اقتصاد و نفت و صنعت، جامعه و فرهنگ، سینما و نشر را کنترل می کند. در دولتهای مختلف از جمله دولت فعلی حضوری گسترده و در مجلس شورای کنونی حضوری پررنگ دارد. از اینرو، انتخاب رئیس جمهور از میان فرماندهان سپاه چیزی بیش از انتقال آن از پشت پرده به جلوی صحنه نیست.

در صورت تحقق این احتمال، انتظار نمی رود تحولی اساسی در سیاست داخلی و یا در حوزه اقتصاد ایجاد شود. همچنین بعید است محدودیتهای بیشتری در آزادی های مدنی اعمال گردد، زیرا تغییری که در جامعه رخ داد، حاصل تلاش اصلاح طلبان یا میانه روها نیست، بلکه در نتیجه رشد جامعه صورت گرفت و امکان بازگشت به عقب بسیار دور به نظر می رسد. سرکوب اعتراضات مردمی در آبان ماه ٩٨ و کشته شدن حدود ١٥٠٠ معترض ظرف یک هفته بر اساس گزارش رویترز نشان می دهد که هیچ تفاوتی بین رئیس جمهور "حقوقدان" و "سرهنگ" نیست.

در رابطه با رفتار منطقه ای ایران نیز، انتظار نمی رود تفاوت چشمگیری در این حوزه ایجاد شود، خواه رئیس جمهور بعدی یکی از فرماندهان سپاه باشد و خواه یک اصلاح طلب. تغییر در این زمینه جز با تصمیم رهبری ممکن نیست. رئیس جمهور "میانه رو" و تیمش نه تنها مخالف دخالت سپاه در منطقه نبودند، بلکه به حمایت و توجیه ماجراجویی آن پرداختند. به همین ترتیب، ادعاهای مبنی بر اینکه اصلاح طلبان توانایی بیشتری برای مذاکره با غرب و دستیابی به توافق را دارند، نادرست است، زیرا مذاکره و توافق با غرب بدون چراغ سبز رهبری امکان نمی داشت. تنها نگرانی که متوجه کشورهای منطقه می شود، این است که تصدی مقام ریاست جمهوری توسط یک سپاهی به این معنی است که پول بیشتری در اختیار سپاه قرار خواهد گرفت. در نتیجه این نهاد فرصت خواهد یافت نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد و با استفاده از این پول، به خرید وفاداری فقرا، نیازمندان و فرصت طلبها ادامه دهد.

سپاه جلوی صحنه می آید؟

این اولین بار نیست که فرماندهان سپاه نامزد انتخابات ریاست جمهوری می شوند. محسن رضایی، محمدباقر قالیباف و... بعد از خروج از سپاه، چند بار شانس خود را آزمودند، اما از کسب آرای لازم برای احراز این پست باز ماندند. آنچه که در این دوره تفاوت دارد، احتمال نامزدی افرادی است که همچنان در سپاه مشغول فعالیت هستند و از سمت خود استعفا نکرده و یا بازنشست نشده اند.

علیرغم گذشت بیش از سه دهه از پایان جنگ ایران و عراق و کنترل بیشتر حوزه ها توسط سپاه، این نهاد هنوز هم احساس می کند که سهم خود را از قدرت دریافت نکرده است و لذا قصد فتح ریاست جمهوری را دارد.

با این وجود، برخی معتقدند سپاه به دو دلیل ممکن است از معرفی یک نامزد مستقیم برای ریاست جمهوری خودداری کند: نخست احتمال بروز اختلاف بین رهبری و رئیس جمهور، همانطور که در مورد همه رؤسای جمهور پیشین از جمله احمدی نژاد که به خامنه ای بسیار نزدیک بود، اتفاق افتاد. دلیل دوم شرایط دشوار کنونی و اعتقاد به اینکه خروج از بحرانهای فعلی کار آسانی نخواهد بود. سپاه با تصدی ریاست جمهوری، رودرروی شهروندان دارای مطالبات قرار خواهد گرفت و قادر نخواهد بود خواسته های آنان را برآورده سازد. اما با توجه به ماهیت سپاه، بعید است یک سپاهی تحت هر شرایطی در مقابل رهبری بایستد. در صورت ناکامی در حل مشکلات کشور نیز، سرزنش دشمنان و فرافکنی مشکلات خود به دشمنان انقلاب کار سختی نخواهد بود.

اهمیت انتخابات آتی

انتخابات ریاست جمهوری در شرایط کنونی به دلیل احتمال فوت رهبر هشتاد و یک ساله فعلی و انتصاب جانشین او در طی چهار یا هشت سال آینده حائز اهمیت است. رئیس جمهور هرچند که از نظر حقوقی، در انتخاب یا انتصاب رهبر بعدی نقش ندارد و این وظیفه به عهده مجلس خبرگان رهبری گذاشته شده، اما او به دلیل جایگاه خود و توازن قوا میان جناحها و معامله و بند و بست میان آنها می تواند در حل و فصل مسئله جانشینی رهبری نقشی ایفا کند. بدین جهت، حاکمیت قصد دارد مرحله بعدی را با کمترین آسیب مدیریت کند. نقشه هسته سخت قدرت برای این امر، جلوگیری از بروز اتفاقات ناخواسته از طریق انتخاب یک رئیس جمهور کاملا "ولایتمدار" و انقلابی است. اما این سخن بدان معنی نیست که فرد مورد نظر حتما باید سپاهی باشد. با توجه به احتمال خودداری اکثر ایرانیان از شرکت در انتخابات به دلیل ناامیدی و سرخوردگی از صندوق رأی، امکان تحقق چنین هدفی چندان دور به نظر نمی رسد.


این یادداشت بار نخست در ١٨ فوریه ٢٠٢١ در وبسایت TRT عربی منتشر شده است.

ایران، انتخابات ریاست جمهوری، سپاه، اصلاح طلب، اصولگرا

درگیری ها در درعا به کجا می انجامد؟

محمد عبدالمجید

خودداری مسکو از پشتیبانی هوایی از رژیم اسد در عملیات اخیر در درعا نشان می دهد که روسیه نمی خواهد رژیم و شبه نظامیان مورد حمایت ایران، این منطقه استراتژیک را تصرف کنند.

دروغی بزرگ به نام انتخابات ریاست جمهوری سوریه

محمد عبدالمجید

هدف اسد از برگزاری انتخابات به این نحو، ارسال این پیغام به جامعه جهانی است که او هنوز طرفداران زیادی دارد و از مشروعیت برخوردار است و باید بر این اساس با او برخورد شود.