انفجارها و آتش‌ سوزی های اخیر ایران

حوادث اخیر در کشور چه به صورت سایبری و چه به شکل دیگری صورت گرفته باشد، گویای این واقعیت است که جمهوری اسلامی با چالشهای جدیدی روبروست.

در پی وقوع چندین مورد آتش سوزی و انفجار طی هفته‌ های اخیر در ایران، رسانه ‌های داخلی و خارجی تحليلهاي متعددی درباره احتمال خرابکاری و یا عمدی بودن این حوادث منتشر کردند. حوادث رخ داده در درمانگاهی در شمال تهران، تأسیسات پتروشیمی و تولید برق در سواحل خلیج و تکرار موارد مشابه در مراکز حساس هسته‌ ای و موشکی كشور، این احتمال را تقویت می بخشد که حوادث مذکور تصادفی ناشی از خطای انسانی نیست. خودداری شورای امنیت ملی از انتشار اطلاعیه ‌ای در خصوص جزئیات حادثه وقوع انفجار در سایت هسته ‌ای نطنز به خاطر دلایل امنیتی و یا پنهان کاری در خصوص انفجار در انبارهای موشکی خجیر که در اظهارات اولیه، محل وقوع حادثه منطقه پارچین ذکر شد، به ادعاهای عمدی بودن این حوادث قوت می بخشد. بیان این ادعاها از سوی تحلیلگران و ناظرین اسرائیلی و افراد و کارشناسان نزدیک به اسرائیل و نیز اعلام وقوع حادثه از سوی گروه های ناشناس مشکوک چون یوزپلنگان وطن حتی قبل از مقامات ایرانی، احتمال خرابکارنه بودن آنها را تقویت می کند. در همین راستا، اشاره بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران پس از حادثه نطنز به در نظر گرفتن "ملاحظات پدافندی" نیز جالب توجه است.

ایران از اردیبهشت ماه ١٣٩٧ تحت فشار شدید دولت ترامپ قرار گرفته است. هرچند تحریمهای اقتصادی، پایه اصلی این استراتژی موسوم به "فشار حداکثری" را تشکیل می دهد، اما به این تنش به ویژه از اردیبهشت ١٣٩٨ به این سو بعد نظامی نیز افزوده شد. کشته شدن قاسم سلیمانی و همراهانش در دی ماه گذشته و حمله موشکی ایران به تأسیسات نظامی آمریکا در بغداد در پاسخ به این عملیات، نقطه اوج این تنش نظامی بود. تهران که تحت تأثیر فشارهای اقتصادی، روزهای سختی را سپری می کند و تحت تأثیر بحران ارزی و مشکلات ناشی از شیوع کرونا با چالشهای متعددی روبروست، ناگزیر شده تا در این دوره حملات پی در پی اسرائیل در سوریه را بی پاسخ بگذارد. اظهارات برخی مقامات ایرانی مبنی بر اینکه "اگر ثابت شود این حمله از سوی دشمن صورت گرفته، پاسخ می دهیم" از این منظر حائز اهمیت است. به همین ترتیب، سخنان شماری از فعالان شبکه ‌های اجتماعی با این مضمون که "به دلیل پاسخ ندادن به ترور سلیمانی و حملات در سوریه، اکنون در خانه خود هدف حملات دشمن قرار گرفته ایم" نشان می دهد که طیفی از شهروندان ایرانی در خصوص عاملین حملات تردیدی ندارند.

این حملات گسترده خرابکارانه خواه به صورت سایبری، خواه همانند آنچه در نطنز ادعا می شود به صورت انفجار یک بمب قدرتمند در داخل تأسیسات صورت گرفته باشد، گویای این واقعیت است که جمهوری اسلامی با چالشهای جدیدی روبروست. این دوران که حسن روحانی از آن به عنوان "سخت ترین سال ایران" یاد کرد، مخصوصاً فاصله زمانی تا برگزاری انتخابات در ایالات متحده آمریکا، بسیار حساس تلقی می شود. روحانی در آخرین دور ریاست جمهوری اش با چالشهای فراوانی مواجه است. او در داخل کشور با مشکلاتی چون استیضاحهای مکرر از سوی مجلس اصولگرا، تلفات فزاینده ویروس کرونا و مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش قیمت ارز که در دوره ریاست جمهوری وی، حدود ٥ برابر افزایش داشته درگیر است، و در خارج نیز مجبور است با تحولاتی از قبیل تلاش امریکا برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران، اظهارات جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه تهران و نیز واقعیت انکار شده تزلزل موقعیت ایران در عراق و سوریه مقابله کند.

همانگونه که جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا در کتاب جنجالی خود به کرات به آن اشاره می کند، در صورت تبدیل شدن ایران به یکی از موضوعات انتخابات ایالات متحده، می ‌توانیم شاهد اقدامات متفاوت‌ تری نیز باشیم. ترامپ، قبل از انتخابات، جهت کسب امتیاز در مورد مذکرات که تمایل بسیاری به انجام آن دارد، می تواند به تحریک و تشدید احساسات ضدایرانی مبادرت ورزد. از طرفی دیگر، حملات متقابل منطقه ‌ای تهران با هدف اثبات موجودیت، ممکن است با نتایجی غیرقابل پیش ‌بینی به همراه باشد. به هر تقدیر، به نظر می رسد که در طول تابستان، روزهایی داغ پیش رو داریم.


این مقاله بار نخست در تاریخ ٨ ژوئیه ٢٠٢٠ در وبسایت فارسی صدا و سیمای ترکیه (TRT) منتشر شده است.
https://www.trt.net.tr/persian/brnmh-h/2020/07/08/thlyly-br-nfjr-w-atshswzyhy-pydrpy-khyr-dr-yrn-1451552

نطنز، خجیر، انفجار، آتش سوزی، ایران

خروج آمریکا از افغانستان چه تبعاتی برای کشورهای منطقه دارد؟

حقی اویغور رحیم الله فرزام

خلأ قدرتی که با خروج ایالات متحده آمریکا و ناتو در افغانستان به وجود خواهد آمد، هم اشتها و هم نگرانی های امنیتی بسیاری از بازیگران منطقه ای را افزایش داده است.

رئیسی و ایران جدید

حقی اویغور

حاکمیت جمهوری اسلامی می داند که باید شکاف به وجود آمده در سیستم دوگانه ای را که تاکنون با موفقیت اداره کرده، هرچه زودتر برطرف نماید و در این مورد، بدون شک مهمترین وظیفه بر عهده ابراهیم رئیسی است.