بحران خلیج و تنگنای سیاسی در ایران

مقامات ایرانی در خصوص عدم حمله نظامی امریکا برعلیه ایران دارای آرامش خیالی معنی دار هستند. با این همه، چه جنگی رخ بدهد و یا ندهد، تنگنای سیاسی در کشور تداوم خواهد داشت.

اظهارات علی خامنه ای در مورد تنش در روابط کشورش و ایالات متحده هنگام دیدار با مقامات حکومتی روز ۲۴ اردیبهشت ۹۸ و تأکیدش بر «نه مذاکره ای صورت خواهد گرفت و نه جنگی»، از اهمیت بسیاری برخوردار است.

بدون شک مخاطب اصلی بیانات خامنه ای، دولت ترامپ است که بعد از خروج از برجام در اردیبهشت ۹۷، و با هدف نشاندن ایران بر سر میز مذاکره ای جدید، فشارهای گوناگونی را بر این کشور وارد ساخته است. چراکه ترامپ بیش از یک سال است که مدعی است ایران تاب مقاومت در برابر «شدیدترین تحریمهای تاریخ» را نخواهد داشت و خود خواهان نشستن بر سر میز مذاکره خواهد بود. هدف اصلی سلسله تحریمهایی که از مرداد ۹۷ آغاز شدند و در آبان ماه همان سال شدت گرفتند و در ماه های بعدی نیز همچنان ادامه یافتند، دقیقاً همین است.

اظهارات خامنه ای تنها دور روز بعد از حمله به چهار کشتی در بندر فجیره در سواحل امارات نیز حاوی پیامهای متعددی است. باید به یاد داشت که بعد از این حادثه، امریکا و برخی کشورها در اظهاراتی مسئولیت این حملات را متوجه ایران ساختند. علاوه بر آن اظهارات، باید تهدیدات دو فرد نزدیک به ترامپ یعنی پومپئو و جان بولتون را افزود که اگر ایران بر سر میز مذاکره ننشیند، باید منتظر نتایج آن نیز باشد. تمامی این موارد باعث می شود این سخنان خامنه ای در دیدار فوق الذکر را بهتر متوجه شویم: «برخی در داخل کشور می گویند مذاکره با امریکا چه عیبی دارد؟ مذاکره با امریکا تا وقتی به تعبیر حضرت امام، آدم نشده، سمّ است، ضمن اینکه مذاکره با دولت فعلی این کشور سمّ مضاعف است. معنای حقیقی مذاکره، معامله و بده بستان است و آنها دقیقاً در این معامله، دنبال نقاط قوت ایران هستند».

طنز موجود در اینجا این است که از زمان آغاز رفتار تهدیدآمیز امریکا تقریباً هیچ مقام عالیرتبه ای به صراحت نگفته است که «با امریکا مذاکره کنیم!». برعکس، خاتمیِ اصلاح طلب، رئیس جمهور سابق که طرفدار آب شدن یخ روابط با امریکاست و حتی روحانی، رئیس جمهور میانه رو فعلی عنوان کردند که مذاکره با امریکا در چنین شرایطی، باعث ذلت و خواری است. اما آن بخش از سخنان خامنه ای که به سختی فهمیده می شود، تعبیر «و نه جنگ» است که به رغم این بیان شده که دولت ترامپ به دفعات ایران را تهدید کرد. اگرچه می توان گمان برد که اظهارات ترامپ مبنی بر قرار داشتن تمام گزینه ها و از جمله گزینه نظامی برعلیه ایران بر روی میز، باعث این سخنان بوده، اما در واقع اظهارات خامنه ای دارای دو مخاطب است. رهبری ایران به طور ضمنی ترامپ را مورد خطاب قرار داده و در عالی ترین سطح این پیغام را تکرار کرده که کشورش آغازگر جنگ نخواهد بود. اما مخاطب اصلی این سخنان را باید در داخل کشور جُست. خامنه ای درباره احتمال جنگ چنین گفته بود: «بنا نیست جنگی انجام بگیرد و انجام هم نخواهد گرفت، چراکه ما هیچگاه دنبال جنگ نیستیم و آنها (امریکایی ها) هم می ‌دانند که جنگ به صرفه ‌شان نیست». آنچه که خامنه ای به شکلی سرپوشیده در پی بیان آن است، در واقع اشاره به وجود طرفداران جنگ به مانند طرفداران مذاکره در داخل کشور است. با این حساب، چه کسانی در ایران طرفدار جنگ هستند؟

«جنگ تحمیلی»

حملات فجیره، حمله به دو تانکر نفتی در دریای عمان و سرانجام سرنگونی پهباد امریکایی از سوی سپاه در ۳۰ خردادماه، تنش میان امریکا و ایران را به بالاترین سطح خود رساند. چنانکه در روزهای اخیر ترامپ اظهارات شدیدی برعلیه رهبران ایران بیان کرد و امریکا علاوه بر تحریمهای پیشین، تحریمهای جدیدی برعلیه خامنه ای اعمال کرد. از سوی دیگر، پومپئو برای دیدار با هم پیمانان خاورمیانه ای امریکا که مخالف ایران هستند، به منطقه سفر کرد. اینکه این روند از منظر ایران به کدام سمت پیش می رود، بستگی به تصمیمات خامنه ای دارد. می توان تخمین زد رهبر انقلاب که در سیاست خارجی فردی عملگرا، اما در حوزه حرف و گفتمان فردی محافظه کار است، از روبرو شدن با «عمل انجام شده» بدون اطلاعش ابا دارد. هنگامی که جنگ ایران و عراق در سال ۵۹ آغاز شد، ایران این جنگ را «جنگ تحمیلی» و «دفاع مقدس» نامید و در طول جنگ نیز دست از ادعای برتری اخلاقی برنداشت. زمانی که خمینی در سال ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل متحد مبنی بر پایان جنگ را پذیرفت، هم بیان کرد که این قطعنامه را با «نوشیدن جام زهر» امضا کرده است.

این رویکرد در سالهای بعد نیز، گفتمان سیاست خارجی ایران شده و ایران خواه وجود سیستم دفاع موشکی و خواه وجود نیروهای نیابتی را که آنها را محور مقاومت می نامد، ناشی از این تز «دفاعی» دانسته است. اما این رویکرد بیشتر در میان مقاماتی پذیرفته است که از نسل انقلاب هستند و در حال حاضر حدود شصت سال دارند. اگرچه در میان این افراد نیز کسانی هستند که طرفدار حملات کاری و «بازدارنده» هستند، اما می توان گفت که افراد کم سن و سال درونِ سیستم باجرأت تر هستند. برای مثال، در میان پاسداران انقلاب که برخلاف رده های بالا، رده های پایین آن جوانگرایی شده، کسانی وجود دارند که به دنبال یک «آرمان» و فلسفه وجودی و اعتباری متولد از این دو هستند. سپاه پاسداران که در شرایط غیر عادی انقلاب و جنگ تأسیس یافته، به طور مداوم از سوی برخی محافل مشخص در کشور به سبب فعالیتهای سیاسی و اقتصادی مورد انتقاد واقع می شود، اما هنگامی که تهدیدی مشخص برعلیه امنیت ملی پدید می آید، سپاه این امکان را پیدا می کند تا فلسفه وجودی خود را به نمایش بگذارد. از اینرو یک تهدید مداوم به حمله و جنگ «تحمیلی»، حتی اگر جنگی محدود باشد، باعث کم شدن فشارها بر سپاه می شود. همچنانکه در سال ۹۴ و به دنبال امضای برجام، وقتی روحانی از این موضوع دفاع کرد که در سایه این توافق، ایران کشوری امن تر خواهد شد، فرمانده سپاه بدون تأخیر در جواب او تأکید کرد که امنیت کشور با تلاش و شجاعت سپاه فراهم شده است.

تنگنای سیاسی

طرفداران خمینی که انقلاب را انجام دادند و وابستگان به انقلاب نیز انتظار داشتند جامعه آینده ایران جامعه ای باشد که بهتر و توسعه یافته تر از امروز، پایبندتر به ارزشهای دینی و انقلابی تر باشد. این آرمان که سعی می شد از نخستین مراتب تحصیل تا تمام جوانب زندگی در صحنه حضور داشته باشد، به مرور معنی و مفهوم خود را برای بخشهای زیادی از جامعه از دست داد. در دنیایی که موضوعاتی چون استخدام، توسعه اقتصادی، حقوق بشر، فناوری و غیره مورد توجه هستند، اهدافی که «ارزشهای انقلاب» نامیده می شدند و در بطن خود ابزار سیاستی محافظه کارانه بودند، در میان جوانان ایران طرفداران کمی یافت. بازتاب این وضعیت در سیاست به ویژه بعد از انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری در سال ۷۶، باعث ورود به موضوعی شد که تا به امروز لاینحل باقی مانده، اما امکان حل و فصل آن وجود دارد. این رویکرد سیاسی که هدف آن مُدارای بهتر با جامعه بین المللی و از جمله امریکا و در نتیجه توسعه اقتصادی متناسب با منابع طبیعی ایران بود، بخش مهمی از جامعه را به شکل دیگری وارد سیاست ساخت. برای تداوم این میراث سیاسی که در حال حاضر روحانی آن را بر دوش می کشد، ضروری است ایران وارد درگیری نشود و به ویژه فشار امریکا کاهش پیدا کند. دقیقا به همین دلیل، یکی از کارهای اولیه روحانی بعد از انتخابش در سال ۹۲، سرعت بخشیدن به مذاکرات پنهانی هسته ای با امریکا بود.

موضع خامنه ای و نزدیکانش در این خصوص هیچگاه از یک عملگرایی متردد فراتر نرفت و توافق هسته ای موجود در ذهن آنها توافقی بود که هر آن احتمال فسخ آن می رفت. از اینرو مشکل بتوان گفت که این عده از وضعیت پرتنش کنونی ناراحت هستند. همچنانکه مشاهده می شود از وقتی که روابط با امریکا پرتنش تر شده، روحانی کمتر سخن می گوید و در پشت صحنه حضور دارد. آشکار است که خامنه ای با انجام آنچه که آیت الله خمینی انجام نداد، نمی خواهد از خود ایرانی امتیاز داده به امریکا به یادگار بگذارد. از دید خامنه ای، چنین رویکردی کشور را از نظر نظامی و اقتصادی در مقابل عوامل خارجی، ضربه پذیر و از نظر فرهنگی مسموم خواهد ساخت. درست به همین دلایل، اگرچه ایرانی که نقاط استراتژیک و زیرساختهای تکنولوژیکش مورد حمله قرار گرفته و از اینرو دچار بحرانهای قطعی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گشته، کابوس محافظه کاران است، اما ایرانی که همیشه تحت فشار امریکا باشد، اینگونه نخواهد بود.

سرنگونی پهباد امریکایی و اظهارات مقامات ایرانی مبنی بر اینکه این کار را در حریم هوایی کشور انجام داده اند، شاید آشکارترین مثال برای تداوم تحت کنترل تنش باشد. می توان گفت که در مرحله بعدی اگر مقامات ایرانی به این نتیجه برسند که امریکا مصمم است تا در آینده ای قابل پیش بینی، آنها را مورد حمله قرار دهد، ترجیح خواهند داد قبل از اینکه زیر فشار تحریمهای اقتصادی بیش از این له شوند، این جنگ را تحقق ببخشند. در هر حال، شرایط موجود زمینه ای فراهم آورده است که میداندار آن خامنه ای و سپاه پاسداران خواهند بود. زنگنه، وزیر نفت دولت روحانی در هفته های گذشته اظهار داشته بود که شرایط کنونی دشوارتر از دوران جنگ ایران و عراق است. با توجه به این نکته، می توان گفت امتحانی دستکم به دشواری آن دوره در انتظار خامنه ای است. از سوی دیگر، مشاهده می شود که مقامات ایرانی در خصوص عدم حمله نظامی امریکا برعلیه ایران دارای آرامش خیالی معنی دار هستند. با این همه، چه جنگی رخ بدهد و یا ندهد، تنگنای سیاسی در کشور تداوم خواهد داشت و ایران، محتملاً به مانند موارد مشابه گذشته، با مشکلاتی همچون تحریم انتخابات از سوی محافل اصلاح طلب و تنگ تر شدن میدان فعالیت سیاسی مواجه خواهد شد. شاید هم این همان ضربه ای باشد که ایالات متحده در پی وارد آوردن آن به ایران است.

این مقاله نخستین بار در تاریخ ۲۵ ژوئن ۲۰۱۹ در آژانس خبری آناتولی منتشر شده است.

https://www.aa.com.tr/tr/analiz/korfezdeki-kriz-iranda-siyaset-alanini-daraltiyor/1515133

امریکا، ایران، ترامپ، خامنه ای، تحریم

امریکا با تحریم ظریف در پی چه اهدافی است؟

سرحان آفاجان

به نظر می رسد که امریکا قصد دارد صدای ظریف را خاموش کند.

تعادل قدرت و ابهامات سیاسی در ایران

سرحان آفاجان

استعفای ظریف نشان داد که در ایران میان محافظه کاران و جناح اصلاح طلب و اعتدالگرا تعادلی پیچیده وجود دارد و بحرانی احتمالی در دولت، در شرایط فعلی دردسرهای زیادی برای این کشور به دنبال خواهد داشت.