نخستین سالگرد ترور سلیمانی

ایران طی یک سال گذشته به طریقی دشوار فهمید که از بازدارندگی نظامی لازم در برابر آمریکا –بر خلاف ادعاهای سلیمانی- برخوردار نیست.

تنش‌ اخیر بین آمریکا و ایران در عراق، به ویژه پستهای جواد ظریف در مورد توطئه اسرائیل برای شروع جنگ بین ایران و آمریکا در شبکه های اجتماعی، به ناگاه باعث شد تا توجه همگان بر احتمال درگیری نظامی بین دو کشور معطوف شود. چنانچه شمار زیادی تفسیر و ارزیابی در این خصوص، در مطبوعات ترکیه و جهان نیز منتشر شد. همزمانی این تحولات با سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی و همراهانش نیز باعث شد تا افرادی که دم از احتمال درگیری نظامی می ‌زدند، در استدلالات خود مرتبا به این همزمانی اشاره کنند.

پس از وضع تحریمهای چند جانبه ایالات متحده علیه ایران در ماه می ٢٠١٨، تهران سعی کرد پاسخ این تحریمها را در میدانی که احساس قدرت می ‌کرد، بدهد. اما هنگامی که نتوانست از ترتیب عملیاتهای نظامی علیه حلقه ‌های ضعیف جبهه مخالف یعنی امارات متحده عربی و عربستان سعودی نتیجه مورد انتظار خود را دریافت کند، از طریق نیروهای نیابتی شروع به اقدامات ایذایی علیه نیروهای آمریکایی در عراق کرد که در نتیجه این حملات ایذایی، یک آمریکایی کشته شد. در پی این حادثه، آمریکا ابتدا علیه نیروهای شبه ‌نظامی ایران در عراق حمله هوایی ترتیب داد و سپس در شب سوم ژانویه ٢٠٢٠، نزدیک به ١٠ تن از نیروهای ایرانی از جمله قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس معاون فرمانده حشد شعبی عراق را از طریق حمله با یک پهپاد مسلح مورد هدف قرار داد.

حمله آمریکا از بسیاری جهات، بی سابقه بود. هرچند که دو کشور قبلاً نیز رودروی هم قرار گرفته بودند، اما این امر یا از طریق حمله به نیروهای ایالات متحده به واسطه نیروهای نیابتی در کشورهایی مانند لبنان یا عراق صورت می گرفت یا به درگیری محدودی بین نیروهای هوایی و دریایی دو کشور در خلیج خلاصه می شد. ترامپ با صدور فرمان قتل سلیمانی؛ بالاترین مقام نظامی ایران، در عمل تنش را به مرحله خطرناکی رساند. پس از این حادثه، ایران با برقراری ارتباط با دفتر حفاظت منافع آمریکا واقع در سفارت سوئیس در تهران اعلام کرد که در نظر دارد طی چند روز به پایگاه ‌های آمریکایی مشخص شده در خاک عراق حمله کند، حتی اسامی این پایگاه‌ ها را نیز اعلام نمود. بدین ترتیب شوک ایجاد شده بین طرفین رفع گردید. ایران واقعاً به پایگاه ‌هایی که اعلام کرده بود، حمله کرد و از آنجایی که نیروهای آمریکایی از قبل مطلع بوده و در پناهگاه ‌ها پناه گرفته بودند، این حملات تلفات جانی در پی نداشت. در این مرحله تأکید شد که ایران معمولاً به پایگاه ‌های خالی حمله می ‌کند، اما معنی پذیرش چنین فرمولی از سوی ایالات متحده مغفول ماند.

پس از ترور سلیمانی و همراهانش، حملات ایذایی علیه پایگاه ‌های ایالات متحده در عراق تا حد زیادی کاهش یافت و فعالیتهای نظامی منطقه‌ ای ایران نیز متوقف گردید. از سوی دیگر، هم حملات هوایی اسرائیل در سوریه و عراق و هم اقدامات خرابکارانه و ترورها در داخل ایران از نظر کمی و کیفی افزایش یافت. حمله ترتیب یافته به نطنز و ترور فخری‌ زاده در ماه نوامبر نشان داد که ضعف امنیتی در ایران به طور فزاینده ‌ای رو به افزایش است و این کشور نمی ‌تواند از خود در برابر هدف قرار گرفتن توسط کشورهای متخاصم در داخل کشور محافظت کند. این امر سبب شد تا تئوری ایران مبنی بر اینکه "اگر مثلا در فلان کشور نجنگیم، در داخل ایران مورد هدف قرار می ‌گیریم" که از آن به عنوان ابزار و دستاویزی برای مشروعیت بخشیدن به فعالیتهای نظامی خود در سطح منطقه استفاده می ‌کرد، خنثی شده و تأثیر خود را از دست بدهد.

کمرنگ بودن مراسم سالگرد کشته ‌شدن سلیمانی در ایران و در مقابل پررنگ نشان دادن تظاهرات مردم عراق، به این معنی است که ایران سعی دارد تا میزان انتظارات شهروندانش را کاهش دهد. حکومت ایران که سال گذشته در پی کشته شدن سلیمانی با نصب هزاران پوستر در تهران و دیگر شهرها، از "انتقام سخت" سخن گفت، اکنون در برداشتن گامهای عملی با مشکل روبروست و به طرح شكایت كیفری نزد اینترپل و ساخت فیلمهای انیمیشن اکتفا کرده است. نکته جالب این است که وقتی معلوم شد برخی گروه های تروریستی طرفدار ایران در عراق، خود را برای اقدام نظامی علیه نیروهای آمریکایی در سالگرد ترور سلیمانی آماده می کردند، اسماعیل قاآنی به عراق رفته و به این گروه‌ ها اظهار داشت که حمله به پایگاه های آمریکایی "حرام" است. در ادامه ایرج مسجدی؛ سفیر ایران در بغداد نیز با بیان اینکه کشورش از چنین اقدامات نظامی پشتیبانی نمی ‌کند، تأکید کرد که لزوماً انتقام از طریق نظامی گرفته نمی ‌شود.

در نتیجه می‌ توان گفت که ایران یک سال بعد اما به طریقی دشوار فهمید که از بازدارندگی نظامی لازم در برابر آمریکا بر خلاف ادعاهای سلیمانی برخوردار نیست. معنای این امر این است که ایالات متحده اکنون می ‌داند که در صورت استفاده صحیح از قوه قهریه، ایران چاره ‌ای جز بی‌ پاسخ ماندن و یا مواجهه با جنگی گسترده را ندارد. این امر نیز یکی از دلایلی است که باعث خواهد شد تا دو هفته آتی با اضطراب به کندی بگذرد.


این یادداشت بار نخست در تاریخ ٦ ژانویه ٢٠٢١ در وبسایت فارسی صدا و سیمای ترکیه (TRT) منتشر شده است.
https://www.trt.net.tr/persian/brnmh-h/2021/01/06/ay-yrn-z-qdrt-bzdrndgy-nzmy-lzm-dr-brbr-amrykh-brkhwrdr-st-1558728

کلیدواژه ها: سلیمانی، ایران، آمریکا، عراق

خروج آمریکا از افغانستان چه تبعاتی برای کشورهای منطقه دارد؟

حقی اویغور رحیم الله فرزام

خلأ قدرتی که با خروج ایالات متحده آمریکا و ناتو در افغانستان به وجود خواهد آمد، هم اشتها و هم نگرانی های امنیتی بسیاری از بازیگران منطقه ای را افزایش داده است.

رئیسی و ایران جدید

حقی اویغور

حاکمیت جمهوری اسلامی می داند که باید شکاف به وجود آمده در سیستم دوگانه ای را که تاکنون با موفقیت اداره کرده، هرچه زودتر برطرف نماید و در این مورد، بدون شک مهمترین وظیفه بر عهده ابراهیم رئیسی است.