پیامدهای احتمالی سرنگونی پهباد امریکایی از سوی ایران چه خواهد بود؟

سرنگونی پهباد شناسایی ارتش امریکا توسط ایران در جنوب خلیج فارس، آخرین حلقه تنش میان ایران و ایالات متحده است که طی یک سال اخیر در حال افزایش بوده است.

سرنگونی پهباد شناسایی ارتش امریکا در ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ توسط سامانه دفاع موشکی ایران در جنوب خلیج فارس، آخرین حلقه تنش میان ایران و ایالات متحده است که طی یک سال اخیر در حال افزایش بوده است. ارتش امریکا اگرچه در ابتدا به کلی این حمله را منکر شد، بعدا ادعا کرد که این هواپیما در آبهای بین المللی مورد اصابت قرار گرفته است. دیری نپایید که خیل عظیم واکنشهای سیاسی به حادثه شروع شد. جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، مختصات دقیق محل هدف قرار گرفتن پهپاد در نزدیکی کوه مبارک را اعلام کرد. دیگر مقامات ایرانی نیز با اشاره به اینکه مرزهای زمینی، هوایی و دریایی خط قرمز کشور هستند، تأکید کردند که به هر قیمتی که شده از آن محافظت خواهند کرد. از سوی دیگر، به رغم توئیت ترامپ که در آن گفت «ایران اشتباه بزرگی مرتکب شد»، اعلام شد که وی بعد از جلسه مشورتی با رهبران کنگره، فرمان حمله محدود به ایران را لغو کرده است.

با خروج امریکا از برجام در اردیبهشت ۱۳۹۷ و اعمال تحریمهای سنگین برعلیه ایران و با تن دادن شرکای اصلی تجاری ایران مانند اتحادیه اروپا، چین و هندوستان به تحریمهای مذکور، ایران در شرایط بسیار سختی قرار گرفت. در این باره بیژن زنگنه، وزیر نفت ایران در اظهاراتی کم سابقه و صریح گفت: "شرایط امروز از دوران جنگ سخت تر است، اما چون دود و آتش و خون نیست، خیلی حس نمی شود که جنگ است". حقیقتاً هم به رغم گذشت مدت کوتاهی از آغاز تحریمها، تمامی شاخصهای اقتصادی به سرعت در حال عقبگرد هستند و پیش بینی می شود کشور در ظرف مدت کوتاهی حتی در تأمین کالاهای اساسی نیز دچار مشکل شود.

قبل از آنکه تحریمهای مرتبط با فروش نفت به اجرا گذارده شوند، مقامات ایرانی در اظهار نظرهای متعددی اعلام کرده بودند در صورتی که ایران نتواند نفت خود را بفروشد، بقیه نیز نخواهند توانست از خلیج به فروش نفت مبادرت ورزند. از اینرو جای شگفتی نبود که در پی حملات صورت گرفته به تانکرهای سعودی، امارات متحده عربی و نروژ در فجیره، قبل از هر کشوری، ایران به ذهنها خطور کند. حملات در اثنای حضور شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن که برای دیدارهای میانجیگرانه به تهران آمده بود، نیز ادامه یافت. با این حملات پاسخی که خامنه ای به ترامپ به طور شفاهی نداده بود، در عمل داده شد. همچنین در این روند، حملات تحریک آمیز به مراکز دیپلماتیک امریکا و شرکتهای نفتی این کشور در عراق نیز روز به روز در حال افزایش است و تلاشهای سیاستمداران عراقی برای میانجیگری هنوز به نتیجه دلخواه نرسیده است.

در حالی که اصلی ترین خواست ایران، کاهش تحریمها و به ویژه تمدید معافیتهای فروش نفت است، ایالات متحده اعلام می دارد که تا شروع مذاکرات مستقیم دوطرفه، چنین اقدامی را انجام نخواهد داد. از اینرو اختلاف فاحش میان خواستهای طرفین بزرگترین مانع بر سر راه رسیدن به توافق است.

بسیاری از ناظران قبل از آغاز بحران بر این باور بودند که ایران تماشاگر تحریمهای اقتصادی نخواهد بود و تنش را به زمینی خواهد کشاند که در آن موفق تر و باتجربه تر است. این دیدگاه که حکومت ترامپ قبل از انتخابات ریاست جمهوری امریکا جنگ بزرگ تازه ای را پذیرا نخواهد بود، در تهران طرفداران بسیاری یافت. از اینرو ایران، استراتژی اساسی خود را بر این قرار داده که با افزایش فشار بر حکومت ترامپ، از او امتیاز بگیرد؛ با تأکید بر اینکه تهران به دنبال جنگ تازه ای نیست. در مقابل اداره ترامپ بعد از حملات فجیره با ارجاع موضوع به کمسیونی مستقل و پایین نگاه داشتن سطح واکنشهای خود، واقعاً نیز نشان داد که به دنبال درگیری نظامی نیست. همچنین این موضوع که امریکا بعد از حملات مزبور به جای تأکید بر «منافع امریکا و هم پیمانانش» صرفاً بر مورد «در صورت هدف قرار گرفتن موجودیت امریکا» تأکید کرد، در ایران این دیدگاه را به وجود آورد که می توان عناصر منطقه ای ائتلاف علیه ایران و در رأس آنها عربستان سعودی و امارات را هدف قرار داد. از همین رو می توان پیش بینی کرد که ایران در روزهای آینده نیز برعلیه کشورهایی به مانند عربستان سعودی و امارات فعالیتهای مشابهی را تداوم خواهد بخشید. چنین وضعیتی از هم اکنون باعث فشاری جدی بر قیمت نفت و بیمه کشتی ها گشته است.

با این حال احتمال از کنترل خارج شدن این تنش و تبدیل آن به جنگی تمام عیار بسیار بالاست. دیدگاه ترامپ مبنی بر انعقاد «یک توافق هسته ای جدید و بهتر» که از همان آغاز بر آن تأکید می کرد، در مدتی بسیار کوتاه و تحت تأثیر افراد تأثیرگذاری مانند مایک پومپئو، وزیر امور خارجه، و جان بولتون، مشاور امنیت ملی به خواستهایی تبدیل شد که تمام سیاستهای منطقه ای ایران و زیرساختهای امنیتی این کشور را مورد هدف قرار می دهد. این موضوع نیز مطرح شد که تهران در صورت قبول این خواستها خواهد توانست به کشوری عادی تبدیل شود. همچنین تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب که اصلی ترین سازمان امنیتی کشور و نهادی تأثیرگذار در زمینه اقتصادی است، این دیدگاه را تأیید کرد که ترامپ در واقع خواستار تغییر رژیم در ایران است، اما برای رم ندادن ایرانیان به سیاستی چند مرحله ای روی آورده است. این موضوع نه تنها از سوی عناصر تندروی داخل ایران، بلکه از سوی حسن روحانی نیز به دفعات مطرح شد؛ فردی که متهم است عموماً خواستار برقراری روابط گرم با غرب است و پس از برجام، با قدرتهایی مانند روسیه و چین رفتاری سرد در پیش گرفته است. به ویژه بعد از بازگشت بی نتیجه جواد ظریف از امریکا، کنترل امور در ایران کاملا در دستان جناح اقتدارگرا قرار گرفت. در آن سفر، ظریف با شبکه فوکس نزدیک به ترامپ مصاحبه کرده و خواستار تبادل زندانیان شده بود. جناح اقتدارگرای ایران ترجیح می دهد ایران همین امروز و در حالی که در اوج قدرت منطقه ای خود قرار دارد، با امریکا مواجه شود، تا آنکه چند سال بعد و با اقتصادی فروپاشیده به این امر بپردازد.

از سوی دیگر، ملاحظه می شود که در درون حکومت امریکا، افرادی که با دیدگاه های تند و موضع گیری های ایدئولوژیک نسبت به ایران شناخته می شوند، تأثیرگذاری خود را افزایش داده اند. چنانکه تنها فردی که علاوه بر ترامپ، مخالف مداخله نظامی علیه ایران بود، یعنی پاتریک شاناهان، سرپرست وزارت دفاع نیز استعفا کرد. جایگزینی مارک اسپر که دوست دوران مدرسه مارک پومپئو بوده و در موضوع ایران دارای دیدگاه هایی مشابه با اوست، نشان از این دارد که وزارت دفاع دیگر به مانند گذشته در مقابل عملیات علیه ایران مقاومت نشان نخواهد داد. لازم به ذکر است پنتاگون که از نزدیک با تأثیرگذاری ایران در منطقه آشناست و در صورت درگیری محتمل بیشترین تلفات را متحمل خواهد شد، با اصرار تمام توجه ها را به خطرات جنگی همه جانبه با ایران جلب می کرد.

در پایان باید یادآور شد که به نظر می رسد احتمال از کنترل خارج شدن سیاستهای خامنه ای بسیار بالاست؛ سیاستهایی که به صورت «نه جنگ، نه مذاکره» عنوان شده و در عمل شامل مداخله خشمگینانه عملی برعلیه امریکا و هم پیمانانش نیز هست. آنگونه که در قضیه اخیر سرنگونی پهباد نیز مشاهده شد، ایران در زمینه تکنولوژی های دفاعی در سالهای اخیر پیشرفتهای ارزشمندی داشته است. با این همه، همانطور که پوتین نیز اشاره کرده، شکی نیست که بروز یک درگیری احتمالی، باعث ویرانی ای بزرگ در تمامی منطقه خواهد شد.


اصل انگلیسی مقاله بار نخست در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۱۹ در وبسایت TRT World   منتشر شده است.

https://www.trtworld.com/opinion/the-trump-administration-steps-back-from-its-own-brinkmanship-27686

ایالات متحده امریکا، ایران، ترامپ، پهباد، توافق هسته ای (برجام)

خروج آمریکا از افغانستان چه تبعاتی برای کشورهای منطقه دارد؟

حقی اویغور رحیم الله فرزام

خلأ قدرتی که با خروج ایالات متحده آمریکا و ناتو در افغانستان به وجود خواهد آمد، هم اشتها و هم نگرانی های امنیتی بسیاری از بازیگران منطقه ای را افزایش داده است.

رئیسی و ایران جدید

حقی اویغور

حاکمیت جمهوری اسلامی می داند که باید شکاف به وجود آمده در سیستم دوگانه ای را که تاکنون با موفقیت اداره کرده، هرچه زودتر برطرف نماید و در این مورد، بدون شک مهمترین وظیفه بر عهده ابراهیم رئیسی است.