خروج آمریکا از افغانستان چه تبعاتی برای کشورهای منطقه دارد؟

رحیم الله فرزام کارشناس ، سیاست خارجی

خلأ قدرتی که با خروج ایالات متحده آمریکا و ناتو در افغانستان به وجود خواهد آمد، هم اشتها و هم نگرانی های امنیتی بسیاری از بازیگران منطقه ای را افزایش داده است.

در حالی که به ٩ شهریورماه، تاریخ پایان مأموریت ٢٠ ساله ایالات متحده آمریکا در افغانستان نزدیک می شویم، این کشور به سوی یک آینده نامشخص در حرکت است. از زمان خروج رسمی نیروهای آمریکایی از ماه مه، بیش از ٢٠٠ شهرستان و چندین مرکز استان تحت کنترل طالبان قرار گرفته است. درگیری ها میان نیروهای دولت مرکزی و طالبان به شدت ادامه دارد. از سوی دیگر، مذاکرات صلح بین دولت کابل و طالبان در دوحه نیز متوقف شده است. انتظار می رود با خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از این کشور، طالبان حملات خود را بیش از پیش افزایش دهند.

پیشروی سریع طالبان احتمال تکرار سناریویی مشابه جنگ داخلی را که پس از خروج اتحاد جماهیر شوروی رخ داد، افزایش می دهد. کشورهای منطقه که نمی خواهند بدون آمادگی در برابر چنین سناریویی که کل منطقه را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد، قرار بگیرند، اقدامات و ابتکارات دیپلماتیکشان را شدت بخشیده اند. بسیاری از کشورهای منطقه می خواهند حداقل اقداماتی برای رفع نگرانی های امنیتی خود در افغانستان انجام دهند؛ کشوری که به «قبرستان امپراتوری ها» معروف است. در هفته های گذشته، تهران، مسکو و پکن میزبان هیئتهایی از طالبان بودند تا نگرانی های خود درباره تحولات اخیر در افغانستان را با طالبان در میان بگذارند. در حالی که برخی از این کشورها به دلایلی مانند توسعه تجارت منطقه ای، مبارزه با قاچاق انسان و مواد مخدر و جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی طرفدار ثبات در افغانستان هستند، برخی دیگر نیز بی ثباتی کنونی را فرصتی برای گسترش حوزه خود می دانند.

ایران

ایران که حدود ٩٠٠ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد، به دنبال آن است تا پس از خروج آمریکا نقش بیشتری در افغانستان ایفا کند. تهران که در سال ١٣٧٧ در آستانه جنگ با طالبان قرار گرفت و در سال ١٣٨٠ با ایالات متحده آمریکا برای سرنگونی طالبان همکاری کرد، با تغییر شرایط پس از دهه هشتاد، با این گروه برای مقابله با حضور ایالات متحده در افغانستان همکاری کرد. به ویژه از سال ١٣٩٨، یعنی زمانی که سرعت مذاکره بین آمریکا و طالبان برای خروج از افغانستان افزایش یافت، تغییر قابل توجهی در رویکرد تهران نسبت به طالبان مشاهده شد. در این مدت، ایران دو بار میزبان هیئت طالبان بود؛ یکبار در آبان ١٣٩٨ و بار دیگر در بهمن ماه ١٣٩٩، یعنی درست پس از توافق ایالات متحده با طالبان.

مقامات ایرانی به ضرورت همکاری با طالبان که با وجود اختلافات ایدئولوژیک، به یکی از عوامل تعیین کننده در سیاست افغانستان تبدیل شده است، آگاه هستند. به همین منظور، ایران زبان مورد استفاده درباره طالبان را نیز تغییر داده است. به عنوان مثال، دیگر شاهد استفاده از عناوینی مانند «تکفیری-جهادی» نیستیم؛ عناوینی که در رسانه های کشور نه تنها برای طالبان، بلکه برای بیشتر گروه هایی که منافع ایران را تهدید می کنند، به کار می رفت و حتی در جنگ قره باغ نیز به عنوان یک حربه بزرگ و مهم مورد استفاده قرار گرفت.

با این حال، این موضوع که طالبان به تنهایی قدرت را در افغانستان به دست گیرد، همچنان خط قرمز ایران به شمار می رود. کما اینکه تهران پس از پیشرفت سریع طالبان در ماه های اخیر که موجودیت دولت مرکزی را به خطر انداخت، میزبان یک نشست غافلگیرکننده بود. جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، در ١٦ تیرماه میزبان هیئتی از طالبان و هیئتی از دولت کابل بود. ظریف در این جلسه از هر دو طرف خواست به پای میز مذاکره برگردند. ظریف با بیان اینکه: «شما به عنوان رهبران افغانستان باید تصمیمات سختی بگیرید»، از آمادگی کشورش برای کمک به بازگشت طرفهای درگیر در افغانستان به میز مذاکره خبر داد.

اگرچه تاکنون اصطکاک چندانی با طالبان که مناطق نزدیک به مرز ایران و از جمله گذرگاه های مرزی را تصرف کرده اند، به وجود نیامده است، اما دیدگاه غالب در تهران این است که حکومتی تحت رهبری طالبان در افغانستان تهدیدی برای منافع ملی ایران در میان مدت و بلندمدت خواهد بود. برای این منظور، ایران پیشنهاد استفاده از تیپ فاطمیون که در سوریه فعالیت داشته، در داخل افغانستان داده است. با توجه به غلبه مؤلفه های فرهنگی سنتی در هر دو دولت و نیز نحوه برخورد دولتهای دارای گرایشهای مذهبی با فرقه های اقلیت در درون خود، احتمالا اگر طالبان به طور کامل بر کشور تسلط یابند، ثبات پایدار در روابط با ایران غیرممکن خواهد بود.

روسیه

روسیه، یکی دیگر از بازیگران مهم که به تلاش خود برای دستیابی به راه حل سیاسی در افغانستان ادامه می دهد، هم با طالبان و هم با دولت مرکزی در تماس است. مسکو اخیراً میزبان مذاکرات صلح بین افغانستانی ها بود. این کشور خروج آمریکا را فرصتی مهم برای بازسازی نفوذش در دوران پساشوروی می داند، اما سعی می کند خلأ ایجاد شده ناشی از این عقب نشینی، خطری امنیتی برای محیط اطرافش ایجاد نکند.

مسکو همچنین نگران این احتمال است که افغانستان به محل تجمع عناصر رادیکالی مبدل شود که روسیه را مورد هدف قرار دهند و یا از گروه های جدایی طلب در منطقه قفقاز حمایت کنند. به همین دلیل، مقامات روسیه تحولات افغانستان را از نزدیک دنبال می کنند. به دنبال پیشروی سریع طالبان، هیئتی از کابل به سرپرستی حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان، در تیرماه به دعوت نیکولای پاتروشف، دبیر شورای امنیت روسیه به مسکو رفت. در این دیدار، طرفین در مورد مسائل امنیتی، تروریسم و مبارزه مشترک با قاچاق مواد مخدر گفتگو کردند و بر این موضوع تأکید ورزیدند که بی ثباتی در شمال افغانستان، روسیه و آسیای مرکزی را تهدید می کند. در پی این دیدار، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه هم اعلام کرد که کشورش آماده است در صورت لزوم از پایگاه خود در تاجیکستان برای محافظت از متحدانش در سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) استفاده کند.

ارتش روسیه همچنین تمرینات مشترکی را با نیروهای مسلح تاجیکستان و ازبکستان در مرز افغانستان در ١٥ مردادماه انجام داد و بدین ترتیب، به طالبان که مناطق مرزی را تصرف کرده اند، هشدار داد. روسیه که آسیای میانه و جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی سابق را به عنوان حوزه نفوذ طبیعی خود می داند، به عنوان ضامن امنیت این کشورها عمل می کند. از این نظر، بحران افغانستان یک چالش مهم برای این نقش روسیه است. با این حال، این کشور که به دلیل تجربه تلخ اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان دارای تصویری بسیار منفی در بین مردم افغانستان است، بعید به نظر می رسد که درگیر مداخله مسلحانه یکجانبه شود.

چین

چین نیز یکی از کشورهایی است که احتمال می رود در دوره جدید در افغانستان فعال باشد. نگرانی اصلی پکن در مورد افغانستان این است که بی ثباتی احتمالی پس از خروج آمریکا، منطقه را به یک کابوس امنیتی برای پکن تبدیل کند. چین نگران است که داعش و تشکیلات مشابهی که در افغانستان دوباره سر بر خواهند آورد، جنبش اسلامی ترکستان شرقی را که در منطقه خودمختار سین کیانگ (ترکستان شرقی) فعالیت می کند، تغذیه کنند. در این زمینه، امکان همکاری بین طالبان و جنبش مذکور یکی از احتمالاتی است که پکن را نگران می کند. در سالهای گذشته، پس از مطرح شدن اتهاماتی مبنی بر آموزش اعضای جنبش اسلامی ترکستان از سوی طالبان و اعزام آنها به چین، این موضوع مطرح شد که پکن می خواهد یک پایگاه نظامی در ووهان، منطقه مرزی با افغانستان ایجاد کند. با این حال، پکن که به لطف نزدیکی با اسلام آباد، روابط خوبی با طالبان برقرار کرده، تاکنون موفق به جلوگیری از چنین همکاری هایی گشته است.

پکن این امر را پذیرفته که برای آنکه در افغانستان دچار مشکل نشود، باید تا حدی با طالبان همکاری کند. طالبان نیز به این نگرش مثبت پکن پاسخ مثبت دادند. هیئتی از طالبان که در روزهای گذشته به دعوت دولت چین به پکن رفته بود، قول داد «در امور داخلی چین دخالت نکند و اجازه ندهد خاک افغانستان توسط گروه هایی که امنیت ملی چین را تهدید می کنند، مورد استفاده قرار گیرد». علاوه بر این، افغانستان به دلیل قرار گرفتن در مسیر طرح کمربند و جاده چین، از منظر پکن کشور مهمی به شمار می آید. پکن یک افغانستان باثبات را هم از نظر عدم تأثیر آشفتگی در افغانستان بر منطقه سین کیانگ و هم امنیت طرح کمربند و جاده ترجیح می دهد. چین با آنکه تمایلی به مداخله نظامی در افغانستان ندارد، اما می خواهد نقش فعالی در زمینه اقتصادی در این کشور ایفا کند.

هند

سیاست هند، یکی از دیگر قدرتهای مهم منطقه در افغانستان را می توان بدین شکل خلاصه کرد: مقابله با نفوذ رقیب سنتی اش پاکستان و نیز جلوگیری از تبدیل افغانستان به پایگاه گروه های افراطی ضد هند. دولت دهلی نو که مدتها با طالبان به دلیل اینکه تحت هدایت پاکستان عمل می کند، در تماس نبود، این سیاست خود را تغییر داد. با پیشروی سریع طالبان، مقامات هندی دست به مذاکرات مستقیم با طالبان زدند. علاوه بر این، سابرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه، برای گفتگو درباره تحولات افغانستان به ایران و روسیه سفر کرد. هند که تلاش می کند تحت رهبری نارندرا مودی، نخست وزیر، نقش فعالتری در عرصه بین المللی ایفا کند، می خواهد در افغانستان نیز فعالتر باشد.

سخن پایانی این که خلأ قدرتی که با خروج ایالات متحده آمریکا و ناتو در افغانستان به وجود خواهد آمد، هم اشتها و هم نگرانی های امنیتی بسیاری از بازیگران منطقه ای را افزایش داده است. در حالی که کشورهایی مانند پاکستان و ایران قصد دارند حوزه های نفوذ خود را با استفاده از نفوذ خود بر طالبان و یا تشکیل گروه های شبه نظامی جدید گسترش دهند، چین و روسیه ترس از این دارند که بی ثباتی در افغانستان به مرزها و حوزه های نفوذ آنها نیز سرایت کند. این کشورها با هدف و آرزوی تقسیم قدرت بین دو طرف، هم با طالبان و هم دولت کابل در تماس هستند.

به هر حال، هدف بازیگران دخیل در معضل افغانستان، تأمین امنیت حوزه های نفوذ خود در این کشور و جلوگیری از گسترش بحران افغانستان به خارج از مرزهای آن است. ترکیه در برنامه های خود برای افغانستان و به ویژه برای فرودگاه کابل، باید در این منطقه که دارای مدعیان بسیاری است، هم منافع متفاوت و هم اتحادهای ناپایدار را در نظر بگیرد. انحلال سریع جبهه شمالی که به عنوان «طرح ب» مطرح بود، سکوت پاکستان در قبال پیشنهاد ترکیه و نیز منفعل بودن مشکوک دولت مرکزی در مواجهه با حملات طالبان، نشان از آن دارد که محاسبات ترکیه باید با دقت بسیاری انجام شوند.


این مقاله برای اولین بار در ١٠ ماه اوت ٢٠٢١ در خبرگزاری آناتولی منتشر شده است.
https://www.aa.com.tr/tr/analiz/abd-nin-afganistan-dan-cekilmesi-bolge-ulkeleri-icin-ne-anlama-geliyor/2329768

افغانستان، طالبان، ایران، روسیه، چین، هند، ترکیه

رئیسی و ایران جدید

حقی اویغور

حاکمیت جمهوری اسلامی می داند که باید شکاف به وجود آمده در سیستم دوگانه ای را که تاکنون با موفقیت اداره کرده، هرچه زودتر برطرف نماید و در این مورد، بدون شک مهمترین وظیفه بر عهده ابراهیم رئیسی است.

بُعد متفاوت انتخابات کنونی ایران چیست؟

حقی اویغور

اگرچه مدتهاست اصلاح طلبان از صحنه قدرت حذف شده اند، اما حذف محور رفسنجانی-روحانی-لاریجانی مفهوم متفاوتی دارد و این سؤال را در ذهن ایجاد می کند که تفاوت این انتخابات با انتخابات قبلی چیست؟