در سال ٢٠١٩ چه اتفاقاتی در انتظار ایران است؟

دیدگاه 19.01.2019
حقی اویغور معاون مرکز

ایالات متحده می خواهد با برگزاری نشستی که محتملا اسرائیل نیز در آن شرکت خواهد جست، موضوع ایران را به مسأله ای بین المللی تبدیل و برای اقدامات بعدی خود برعلیه ایران، مشروعیتی جهانی فراهم کند.

خروج دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده امریکا از برجام در اردیبهشت ١٣٩٧ و کمتر از دو هفته بعد از آن، اعلام شروط دوازده گانه از سوی مایک پمپئو، وزیر خارجه این کشور، برای بازگشت ایران به شرایط عادی و تهدید به اجرایی شدن تحریمها در صورت به جای نیاوردن شروط، باعث شد بسیاری از ناظران معتقد باشند که سال ٢٠١٩ آبستن تحولات مهمی مرتبط با ایران خواهد بود.
تحریمهای دو مرحله ای که از مرداد و آبان اجرایی شدند، ضربه ای کارساز بر فروش نفت به عنوان ستون فقرات اقتصاد ایران، وارد آورد و صادرات نفت این کشور را تقریبا پنجاه درصد کاهش داد. از سوی دیگر، در آبانماه دولت امریکا اعلام کرد که معافیتی شش ماهه به خریداران عمده نفت ایران از جمله ترکیه می دهد و انتظار دارد تا ماه اردیبهشت خرید نفت از ایران به صفر برسد. در صورت تداوم فشارهای امریکا، حتی اگر فروش نفت به صفر هم نرسد، صادرات نفت تهران می تواند باز شاهد کاهشی پنجاه درصدی باشد. با در نظر گرفتن این موضوع که باز پرداخت قیمت نفت فروخته شده با ارزهای بین المللی و از طریق سیستم بانکداری رسمی امکان پذیر نخواهد بود، می توان گفت که در آینده ای نزدیک شاهد بحرانی جدّی در اقتصاد این کشور خواهیم بود، کشوری که می بایست نیازهای جمعیت بزرگ خود را برآورده سازد.

اروپای تسلیم شده

از سوی دیگر، ایران نتوانسته است به اقدامات امریکا در حوزه اقتصادی پاسخی درخور بدهد. مقامات ایرانی که به تهدیدهای قبل از اردیبهشت ماهِ ترامپ، پاسخهایی از همان جنس می دادند، به رغم خروج امریکا از برجام، با درک این موضوع که باقی ماندن در برجام به نفع کشور خواهد بود، اقدام متقابلی انجام ندادند و در جستجوی راه حلی برای موضوع با همراهی پنج کشور دیگر برآمدند. تحولات شش ماه گذشته نشان داد که برخلاف انتظارات بزرگ دولتمردان ایران، کشورهای اروپایی در این روند در مقابل فشارهای امریکا نه تنها مقاومتی از خود نشان ندادند، بلکه سازوکار ویژه مالی (SPV) را هم -دست کم تا به امروز- اجرایی نکردند. حال آنکه در ماه های نخست، موضوع امکان بهره مندی کشورهای ثالثی همچون چین، روسیه و ترکیه از این سازوکار نیز مطرح شده بود.
مقامات ایرانی نیز به تغییر موضع کشورهای اروپایی که در ماه های نخست در حمایت از ایران سخن می گفتند، واکنش نشان دادند. از آن جمله مسئولان عالیرتبه و در رأس آنها جواد ظریف انتقادهای شدیدی در رابطه با فقدان اختیار و استقلال سیاسی کشورهای اروپایی مطرح کردند.
در سال جدید میلادی، تنش در روابط ایران و اروپا تنها به موضوع تحریمها محدود نماند، بلکه با متهم شدن سرویسهای اطلاعاتی ایران به انجام سوء قصد به جان برخی از مخالفان سیاسی ساکن دانمارک و هلند، روابط به پرتنش ترین سطح در سالهای اخیر رسید. همزمان با اعلام تحریمهای جدید برعلیه وزارت اطلاعات ایران از سوی کشورهای اروپایی، واکنش شدید فرانسه، به عنوان تنها دارنده سلاح اتمی در اتحادیه اروپا، به آزمایشات موشکی اخیر ایران نیز آشکارا نشان داد که اگر ایران موفق به حل مشکلات خود با امریکا نشود، در روابطش با اروپا هم تحولات مثبت سیاسی و اقتصادی روی نخواهد داد. 

اقدامات جدید ایالات متحده امریکا

اعلام برگزاری نشست بین المللی در ٢٤ بهمن در ورشو با میزبانی مشترک آمریکا و لهستان نشان دهنده این موضوع است که در سال جدید نیز اقدامات برای محاصره ایران با سرعت بیشتری تداوم خواهد یافت. دولت ترامپ که سعی داشت در شش ماهه نخست بعد از خروج از برجام، موضع کشورهای اروپایی نسبت به ایران را تغییر دهد و البته به میزان زیادی نیز در این امر موفق بود، برای ایجاد هماهنگی منطقه ای به عنوان پایگاه دوم فشارها برعلیه ایران، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه را به منطقه فرستاد. تأکید مداوم پمپئو در طول سفر بر موضوع ایران، از این امر پرده بر می دارد.
اظهارات پمپئو مبنی بر طولانی شدن تحریمهای قطر، ناشی از نگرانی او در خصوص تضعیف جبهه مقابل ایران است. اساساً به غیر از عراق و قطر، بقیه کشورهای عربی منطقه اعتراض جدی ای در خصوص تحریمهای ایران ندارند. به نظر می رسد ایالات متحده امریکا می خواهد با برگزاری نشستی که محتملا اسرائیل نیز در آن شرکت خواهد جست، موضوع ایران را به مسأله ای بین المللی تبدیل و برای اقدامات بعدی خود برعلیه ایران، مشروعیتی جهانی فراهم کند. زیرا با وجود موضوع فلسطین، جنایت قاشقچی، و یا بحران انسانی در یمن و سوریه، برگزاری نشستی بین المللی در خصوص خاورمیانه و با محوریت ایران مفهوم دیگری نمی تواند داشته باشد. 

تلاشهای ایران

مقامات ایرانی که متوجه تنگ تر شدن محاصره بودند، برای فرار از فشارهای اقتصادی که تجربه آن را در دوره اوباما داشته اند و هنوز نیز آثار مخربش ادامه دارد، و نیز جلوگیری از تبعات اقتصادی افزایش بی رویه قیمت ارز و همچنین خرید زمان تا انجام مذاکرات مستقیم، شروع به رایزنی و انجام مذاکرات دیپلماتیک با کشورهای آسیایی و همسایه کردند. در همین راستا ایران که برای چین و هندوستان اهمیت فراوانی قائل است، در پی گسترش راه های متفاوت تجاری از جمله انجام معاملات با ارزهای محلی است تا بدین ترتیب بتواند تأثیرات تحریمها را کاهش دهد.
با این همه، رفتار جسورانه ایالات متحده امریکا در دستگیری مدیران شرکت هواوی، غول الکترونیک چین، آن هم در کشوری ثالث و به بهانه نقض تحریمها برعلیه ایران، تردیدها در خصوص کارایی این استراتژی ایران را افزایش داد. ایران به خوبی می داند که در چانه زنی های تجاری چند تریلیون دلاری قدرتهای بزرگ، مهره ای است که در نهایت می توان آن را به راحتی کنار گذاشت. در همین راستا قطع روابط بانک چینی کونلون با ایران که در دور زدن تحریمها برعلیه ایران در دوره اوباما نقش داشت، نشانه مهمی در این خصوص به شمار می رود. در حقیقت بسیاری از مقامات ایرانی به این موضوع اذعان می کنند که اطلاعات ارائه شده از سوی بازرگان ایرانی که در امریکا و تحت فشار از او اخذ شده، بسیاری از راه های دور زدن تحریمها را با مشکل مواجه ساخته است. بدین ترتیب ایران باید راه های تازه ای برای دور زدن تحریمها بیابد، اما با توجه به واکنشهای غیرقابل پیش بینی ترامپ، تعداد کشورهایی که بتوانند این خطر را به جان بخرند، زیاد نیست. این نیز کار را بر ایران سخت تر می کند.
در چنین موقعیتی، همسایگان ایران اهمیت ویژه ای می یابند. موضع قدرتهای منطقه ای مانند ترکیه و پاکستان و در رأس آنها کشورهایی چون عراق و افغانستان که تحت نفوذ ایران و امریکا هستند، در مبارزه ایران با چالشهاي سیاسی- اقتصادی در آینده نزدیک نقش تعیین کننده ای خواهد داشت. با توجه به اینکه فشارها بر ایران وارد مرحله ای فراتر از فشارهای اقتصادی شده اند و همچنین بعد از تصمیم ترامپ در اردیبهشت ماه، گروه های قومی مسلح کرد، عرب و بلوچ حملات خود را افزایش داده اند، موضع گیری کشورهای همسایه اهمیت ویژه ای می یابد. کشورهای همسایه نه تنها به خاطر امکان تجارت قاچاق در طول مرزها، بلکه در خصوص نگرانی های امنیتی نیز دارای جایگاه پراهمیتی هستند. بر همین اساس، این سخنان محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران، در ماه های گذشته قابل تأمل بود: «سرویسهای امنیتی کشورهای همسایه و حتی کشورهای دوردست، مستقیم علیه امنیت کشور وارد عمل شدند». در همین رابطه، تغییر موضع کشورهایی که به شکل سنتی دارای روابط حسنه با ایران هستند، مانند پاکستان (که احتمالا با حملات اخیر در بلوچستان ایران مرتبط دانسته می شود)، در نتیجه فشار امریکا و هم پیمانان منطقه ای اش صورت گرفته است. دولت جمهوری اسلامی که متوجه این دست فعالیتهای امریکا و متحدان منطقه ای اش شده است، با اقدامات متقابل مانند ملاقاتهای منطقه ای همچون دیدار طولانی مدت ظریف از عراق، سعی در خنثی کردن آنها دارد.
ایران که از نظر اقتصادی به تدریج در مضیقه قرار گرفته و در برابر امریکا گزینه چندانی نیز ندارد، احتمالا تلاش خواهد کرد در زمینه هایی غیر از اقتصاد بر امریکا فشار وارد کند. ارسال ماهواره به فضا را هرچند موفقیت آمیز نبود، می توان زهرچشمی در این زمینه ارزیابی کرد. همچنین تهدید به خروج از برجام و آغاز غنی سازی اورانیوم و یا علنی سازی و گسترش همکاری با طالبان را می توان ابزارهایی دانست که ایران در صورت به خطر افتادن ثبات خود، آنها را به کار خواهد برد. با این همه، چنین راهبرد محتملی که امیر عبداللهیان مشاور علی لاریجانی، رئیس مجلس آن را «شوک آور» توصیف کرده است، احتمالا با ظرافت بسیاری طراحی خواهد شد؛ زیرا در صورت واکنش خارج از معمول تهران، فضای بین المللی بیشتر از قبل برعلیه ایران می شود و کشورهایی مانند چین و روسیه که به شکل سنتی از ایران حمایت می کنند، نیز از ایران فاصله خواهند گرفت. چنین موقعیتی می تواند فرصتی را که دشمنان ایران از جمله بولتون مدتهاست در پی آن هستند، فراهم آورد.

جایگاه ترکیه

ترکیه که در سالهای اخیر دارای روابط پرفراز و نشیبی با امریکا بوده است، نگران تبدیل شدن موضوع ایران به بحرانی منطقه ای است. از آنجا که کشورهای منطقه مانند اسرائیل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی پایگاه منطقه ای استراتژیِ برعلیه ایران را تشکیل می دهند و این کشورها نیز دشمنی خود را با ترکیه پنهان نمی کنند؛ و از سوی دیگر موضع مشخص اشخاصی مانند جان بولتون در دشمنی با ترکیه که در ٢٥ تیر ١٣٩٥ آشکارا خود را نشان داد؛ و نیز همانندی اتهامات محافل مذکور نسبت به ترکیه و ایران مانند «هژمونی منطقه ای» و یا «اسلامگرایی سیاسی»؛ این عوامل باعث می شوند ترکیه رویکردی محتاطانه نسبت به سناریوهای برعلیه ایران داشته باشد. از همین رو در این اواخر این سخن که محور مذکور برعلیه دو کشور یک استراتژی اعلام نشده «مهار دوگانه» اعمال می کند، به کرّات در آنکارا بر زبان آورده می شود. در اینجا باید توجه داشت كه نگرانی های کوتاه مدت امنیتی ترکیه متمرکز بر سوریه و پ.ک.ک. است. از این روی دولت ترکیه به ویژه در سایه تجربه اندوزی های هشت ساله خود، خواهان بهره مندی از فرصت همکاری به وجود آمده با شخص ترامپ است. در كنار این آنكارا متوجه اهداف طولانی مدتِ زبان خصمانه حاکم بر گفتمانهای غربی در رابطه با ترکیه نیز می باشد. در نتیجه می توان گفت كه تركیه رویکرد خود را مبنی بر حفظ توافقات صورت گرفته در روند آستانه -هرچند که این توافقات محدود است، اما مطمئن- تداوم خواهد بخشید.

این مقاله برای نخستین بار در ٢٨ دی ١٣٩٧ در خبرگزاری آناتولی منتشر شده است:
https://www.aa.com.tr/tr/analiz-haber/iran-i-2019-da-neler-bekliyor/1368167

ایران، امریکا، ترامپ، تحریم، سیاست، اقتصاد

آیا ترامپ علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلان جنگ کرده است؟

حقی اویغور

ترامپ در سیاست خود برعلیه ایران به طور مستمر شرطها را بالا می برد و به جای هر شرطی که تهران از قبول آن امتناع می ورزد، مدتی بعد شروطی به مراتب سنگین تر وضع می کند.

ایران و مسئله پ.ک.ک.

حقی اویغور

ایران تلاش می کند معضل کردها را به شکل «معضل دیگران» و در رأس آنها ترکیه وانمود کند و در این راستا گفتمان و استراتژی ثابتی را دنبال می کند. بدین جهت انتظار نمی رود از این روش دست بردارد.

echo 'test';